تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
غلامحسين شارق در سال 1343 هجرى قمرى پس از هفتاد و چند سال زندگى ، وفات يافت . آنچه از وى باقيمانده قسمتى از غزليات او و يك مثنوى به نام همايون‌نامه است . همچنين بخشى از رباعيات وى در كرمان به چاپ سنگى انتشار يافته است . نمونه‌اى از اشعار وى بدين شرح است :
باز نسيم سحر عطرفشانى گرفت * عالم پير از بهار عطر جوانى گرفت شد چمن از سرخ‌گل غيرت كان يمن * وين شرف و رونق از باد يمانى گرفت زاهد پرهيزگار جانب ميخانه شد * از سروصورت گذشت راه معانى گرفت واعظم از ميكده جانب مسجد مخوان * نعمت باقى كه داد دولت فانى گرفت گر همه موسى شوى بندگى پير كن * كوز شعيب اين شرف بهر شبانى گرفت هركه ز جان درگذشت بر سر سوداى عشق * كام دل از لعل آن دلبر جانى گرفت شارق ازاين‌پس بهل خرقهء سالوس را * تا ز كف مىفروش باده توانى گرفت
* * *
هر منقصتى كه بشمرى از من و توست * هر زشت و بدى كه بنگرى از من و توست دانندهء گل بيند و داند همه را * نادانى و كورى و كرى از من و توست