منطقهء فارس و بنادر جنوب به دليل وضعيت جغرافيايى آن ، براى بريتانيا اهميت استراتژيكى داشت . وجود صولت الدوله موجب عدم امنيت اين مناطق مىشد و انگلستان در صدد امنيت بخشيدن به اين منطقه جهت حفظ منافع خويش بود . انگلستان امنيّت منطقهء فارس را همراه با كوتاه شدن دست صولت الدوله از فارس يك جا طلب مىكرد . ولى صولت الدوله ايجاد امنيت را در گرو حفظ اقتدار خويش مىدانست و اين خود عاملى مهم در تداوم تشنج ميان او و مأموران انگليسى بود .
يكى از دلايل عمدهاى كه انگلستان ياراى مقابلهء مستقيم با قشقايىها را نداشت ، قرارداد 1907 ميان روسيه و بريتانيا بود . براساس اين قرارداد ، فارس جزو مناطق بىطرف ايران محسوب مىشد . به علاوه انگليس به اهميت ايل قشقايى در حفظ امنيت و دفع اشرار بويراحمدى واقف بود و محبوبيت كلى خان قشقايى را نيز حس مىكرد ؛ لذا سعى داشت با پشتيبانى حكومت مركزى و تحريك برادران صولت الدوله ، گاهبهگاه آنان را به قطع ارتباط با ايلخان و طمع ربودن مقام وى تشويق نمايد . و ليكن ظاهرا اين اقدامات حتى با رسميت يافتن ايلخانى ساير برادران صولت الدوله نيز سودى نمىبخشيد ؛ چه وى هم از مقبوليّت عامه برخوردار بود و هم قدرت كافى و عمده را در دست داشت . اين اقتدار گاه تا حدى بود كه منجر به تغيير وزرا نيز مىشد . فرمانفرما وزير داخله ، به دليل مخالفت با عزل صولت الدوله از ايلخانىگرى قشقايى ، استعفا داد .
يقينا صبر و تحمل بريتانيا در برابر يكهتازى سردار عشاير بىانتها نبود . با شروع جنگ جهانى اول و بيشتر شدن اهميت استراتژيكى راههاى فارس و جنوب ، انگلستان بدون توجه به دولت مركزى ، يك نيروى مستقل انگليسى جهت حفظ امنيت منطقه و حمايت از منافع بريتانيا ايجاد كرد . اين نيرو ، تفنگچيان جنوب ايران نام داشت كه به اختصار
SPR
و يا پليس جنوب ناميده مىشد .
از ابتداى ورود قواى پليس جنوب به ايران ، مردم بنادر جنوب و فارس با آنان به مقابلهء متشكل و غير متشكل پرداختند . صولت الدوله و كل قشقايىها در به دو امر فكر مقابله را در سر نمىپروراندند ؛ ولى هنگامى كه انگليسها محمد على خان كشكولى را عليه مجاهدان تحريك و وادارش كردند كه خود را به دولت مركزى تسليم كند ، و او عملا امر