تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
غيرهما ) يا دول متفقهء اروپا ( روس و انگليس و فرانسه و غير هم ) نمودند ، چند سلطنت در آسيا تشكيل شد . يكى سلطنت اعراب نجد - شام - عراق عرب تا خانقين سرحد غربى حاليهء ايران است . ديگرى سلطنت گرجستان كه پايتخت قديم آن تفليس بوده است . ديگرى سلطنت قفقاز ايران است كه در نتيجهء جنگ روس با ايران در زمان فتحعلى شاه قاجار به عنوان جهاد كه آقا سيد محمد معروف به مجاهد به مباشرت آن پرداخت ، از ايران به روسيه منتقل گرديد و در اين جنگ بين‌الملل عصر ما آنجا هم بعد از جمهوريت روسيه خود را مجزا نمود . و اسم آذربايجان را دزديده به خود گذاشت . تشكيل سلطنت جمهورى آذربايجان قفقاز داد . اگرچه در تاريخ 1338 هجرى جمهورى معروف به ساويت روسيه كه سياست آنها به اسم بالشويك ( اشتراكى ) معروف است ، جمهورى قفقاز را منهدم و كما فى السابق جزء مستملكات روسيهء قديم كرده‌اند و عادل زياد خان‌اف كه نمايندهء جمهورى قفقاز است ، سال گذشته به پايتخت ايران آمده از امسال به ماهى چهارصد تومان جيره‌خوار ايران است ، تا كار دولت روسيهء بالشويك استقرار كاملترى پيدا كند و تفكيك جمهوريهء مزبور معلوم گردد . به هر صورت اين هم يكى از دول جديد التشكيل است . از جمله دول جديد التشكيل هم يكى دولت جمهورى ارمنستان است . از تواريخ ايران من نتوانستم معلوم كنم كه ارمنستان در چه عصر سلطنت داشته و كى منقرض شده و علت انقراض آن چه بوده است . وقتى يكى از ارامنه موسوم به پرنس داديان وهرام در زمان ناصر الدين شاه از اسلامبول فرارا با زنش موسومه به پرنسس واندا به ايران آمد ، به واسطهء شناسايى با مرحوم حاج شيخ محسن خان مشير الدوله كه سالها سفير ايران مقيم در اسلامبول بود و هم به وسيلهء پرنسس مزبوره با حاج مزبور مراودهء دوستانهء عميقى داشتند . چون حاج شيخ محسن خان وزير عدليه بود ، من هم از اعضاى عدليه بودم به اين مناسبات پرنس و پرنسس مزبوره به من كاغذ مىنوشت پاكت آن علامت تاج داشت . من از او پرسيدم كه اسم شما دلالت بر شاهزادگى دارد و تاج را هم نشانهء خود قرار داديد ، تفصيل چيست ؟ تاريخ خود را به من بيان كنيد شرحى بىسر و بن براى من حكايت كرد ، چون بالاخره معلوم شد كه شخص شارلاتان است اعتنايى ديگر به حرف او نكردم و به‌همين‌جهت هم بوده كه از اسلامبول فرار كرده بود . »
شرح
( 49 ) - يكى از آن راپورتهايى كه رضا شاه بدان اشاره مىكند ، راپورتى است كه سرتيپ مرتضى يزدان پناه براى رضا خان ، در سفر خوزستان فرستاده و ديگرى راپورتى است با امضاى حكومت نظامى تهران ، كه هر دو در زير آورده مىشود :
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 445 | حسن مرسلوند