شرح
( 1 ) - قضيهء اعدام سردار معزز بجنوردى ماجرايى شنيدنى دارد . اين جريان را مرحوم ملكالشعراء بهار در زمان حياتش براى آقاى حسين مكّى نقل كرده است :
جان محمّد خان فرماندهء لشكر شرق و مردى قسى القلب بود و در دوران فرماندهى خود مرتكب فجايعى گرديد منجمله به عنوان سركشى به بجنورد رفت و به خانه سردار معزز بجنوردى رئيس ايل شادلو وارد شد و به عنوان مهمان از او پذيرايى شايانى به عمل آمد و هدايايى از جمله تسبيحهاى معروف و قيمتى جوينى به او اهدا گرديد . روزى كه فرماندهء لشكر به مهمانى خاتمه داد ، جان محمّد خان و همراهان و اسكورتش سوار شدند ، سردار معزز هم با عدهاى از كسان نزديكش به عنوان بدرقه و مشايعت سوار شدند به تصور اينكه تا دروازه شهر بجنورد بدرقه خواهند كرد و پس از خداحافظى اجازهء مراجعت خواهد داد ؛ ولى جان محمّد خان پياده نشد و همچنان راه مشهد را پيش گرفت تا به دروازهء مشهد رسيد و در مىدانى كه اوّل شهر بود پياده شد . قبلا دستور داده بود در آن تعدادى دار بر پا نمايند .
پس از پياده شدن جان محمّد خان ، سردار معزز و همراهانش هم از اتومبيلها پياده شدند ، به تصور اينكه در اينجا مراسم خداحافظى به عمل خواهد آمد و به او اجازهء مرخصى و بازگشت داده خواهد شد ! جان محمّد خان او را مخاطب قرار داده ، چنين گفت : « از پذيرايى گرمى كه كردهايد متشكرم ، منهم اكنون آماده پذيرايى از شما هستم ، بفرماييد اين دارها را براى شما آماده كردهاند . » و اشاره نمودند به عدهاى از قشونيها . سردار معزز و همراهانش همگى را گرفتند و پاى دارها بردند . در اين موقع جان محمّد خان مشاهده كرد كه يك دار خالى مانده ، جوانى از آن حدود عبور مىكرد و براى تماشا ايستاده بود ، دستور داد او را هم پاى دار خالى ببرند و همگى را به دار آويختند .
( 2 ) - جريان بركنارى و خلع درجهء جان محمّد خان ، در مجلهء خواندنيها سال ششم شمارهء 83 چنين آمده است :
پس از فرو نشستن اين آتش كوتاه رضا شاه با چند زرهپوش بهسوى مشهد حركت كرد و تيمور تاش وزير دربار نيز ملتزم ركاب بود . ولى دو روز قبل از حركت رضا شاه ، امان اللّه ميرزا جهانبانى كه در آن موقع سرتيپ بود ، به مشهد وارد شد و فرماندهى لشكر خراسان را كه با جان محمّد خان بود ، خود در