رضا شاه ، در دورهء هشتم و نهم مجلس شوراى ملّى ، به نمايندگى از شهر رى وارد مجلس شوراى ملى شد . دقيقا معلوم نيست كه وى از چه تاريخ مورد غضب رضا شاه واقع شد . گويا رضا شاه هيچگاه اطمينان خاطرى تمام عيار نسبت به وى نداشته است ، زيرا در زمانى كه سردار سپه بود و هنوز به سلطنت نرسيده بود ، طى سفرى به خوزستان در خاطرات خود چنين مىنويسد : « . . . اما من از اقليت خيلى تعجب نداشتم ، زيراكه آنها مدتى بود با من مخالفت مىكردند و آشفتهء پول شده بودند ، حيرت و خشم من از اعمال چند نفر ديگر بود كه در حضور من موافق و خادم و در غياب مخالف و خائن بودند . رهنما ، سركشيكزاده ، ميهن ، داور به همراهى يك نفر يهودى موسوم به هايم كه مسير ترقياتش معلوم است ، حركاتى كردهاند كه مستقيما بر ضرر ايران و بر خلاف من بوده . اين اشخاص براى جلب منفعت شخصى و رسيدن به مقام و خودنمايى ، در غياب من وارد سياستى خطرناك شده بودند كه اگر من متحمل لطمات آن نمىشدم ، پيكر ايران را متلاشى مىساخت ، اينها در ظاهر رفيق وكلاى صالح و اكثريت مجلس و در باطن همراه اقليت و آژان سفارتخانه و مزدور مؤسسهء نفت و جلالت شيخ محمره بودند . اگر راپورتهاى مختلفى كه از اعمال اينها ، خصوصيات كارهايشان رسيده درج كنم ، همهكس تعجب خواهد كرد كه چگونه ممكن است بشر ايرانى و وكيل ملت ، مدير روزنامه ، به اين رذالتها و خيانتها تن در دهد و براى جلب مشتى پول و متزلزل ساختن من ، به تجزيهء وطن و استقرار نفوذ اجانب و از هم گسيختن نظام رضا بدهد . » 49
رهنما در سال 1306 خورشيدى از كسوت روحانيت خارج شد و در طول سلطنت رضا شاه و قبل از تبعيدش از ايران در ضمن فعاليتهاى سياسى ، به روزنامهنگارى و فعاليتهاى مطبوعاتى نيز مشغول بود ؛ بههمينجهت چاپخانهاى خريد و به تهران آورد .
بيوگرافىنويس آرشيو بريتانيا ، دربارهء او چنين مىنويسد : « رهنما مردى جاهطلب است و اين جاهطلبى ، او را به سياست و مشاغل سياسى كشانده و بههمينجهت سر از پوشاك دينى بيرون آورد ؛ او مرد زيرك و باهوشى است . در روزنامهنگارى داراى دقت و وسواس و سليقهء ويژهاى است ، ازاينرو از اخاذى در مطبوعات پرهيز مىكند . »
زين العابدين رهنما در حدود سال 1314 خورشيدى به جرم توطئه عليه رضا شاه
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 350
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٣٥٠