( گويا كسرائى ) 6 - على دشتى كه به آنها از رشوهء قرارداد 1919 پولى داده نشد ، ولى اجازهء صدور مقدارى كثير خواربار و كفش داده شد و آنها اجازهنامهها را در بازار تهران به تجار فروختند و هركدام چند هزار تومان به دست آوردند . . .
پس از كودتاى سوم اسفند 1299 ، مدتى توسط حكومت سيد ضياء الدّين طباطبايى بازداشت و زندانى شد ؛ ولى پس از مدت كوتاهى آزاد شد و به صف هواداران دولت پيوست .
در مجلس پنجم شوراى ملّى نمايندهء مردم تبريز بود . در ابتدا با آنكه در مجلس جزء اكثريت و از طرفداران سردار سپه محسوب مىشد ، ولى مواضع سياسى خود را طورى حفظ كرده بود كه از ناراضيان اكثريت به حساب مىآمد : [ در زمان سفر سردار سپه به اصفهان ] « اطلاعاتى از تهران به ايشان مىرسيده است . در ضمن اين اطلاعات كه بعد از تشكيل جلسات سرى مجلس داده مىشد ، نه تنها اقليت را مستوجب كشتن و تيرباران شدن جلوه مىدادند ، بلكه جمعى از آقايان عضو اكثريت مانند داور ، رهنما ، شيروانى و غيره را هم در شمار مخالفان خطرناك دولت قلمداد كرده . . . »
ولى بعدها كه كفهء قدرت به نفع سردار سپه چرخيد ، او نيز به صف طرفداران طرح « جمهورى » پيوست و بههمينجهت ، در فروردين 1303 سفرى به بصره و بغداد كرد تا رضايت محافل روحانى را به اين طرح سردار سپه جلب كند . در اين مورد ميرزادهء عشقى در قطعهاى به نام جمهورىنامه چنين سرود :
از ايران رهنما گشته روانه * براى كارهاى محرمانه
گرفته پولهاى بىنشانه * زده در بصره و بغداد چانه
كه جمهورى شود اين ملك ادبار * نه من گويم خودش كرده است اقرار
دريغ از راه دور و رنج بسيار
رهنما در مجلس پنجم به نفع سردار سپه ، مادهء واحدهء تغيير سلطنت از قاجاريه به پهلوى را امضاء كرد و سپس به عضويت مجلس مؤسسان اوّل درآمد . به پاس خدماتش به