در آنجا مدرسهء بسيار منظمى داير كرد . اما چندى نگذشت كه اين مدرسه نيز به سرنوشت مدرسههاى تبريز دچار شد و با حملهء اجامر و اوباش و غارت و كتك زدن مفصل رشديه قضيه فيصله يافت و مدرسه تعطيل شد .
از مشهد به تبريز بازگشت و به كار كشاورزى پرداخت و پس از آباد كردن و فروختن قطعهاى زمين كه متعلق به وى بود ، اقدام به تعمير و بازسازى مدرسهاى مخروبه كرد كه اين امر مورد حمايت مظفر الدّين ميرزا وليعهد و علماى نجف واقع شد ؛ ولى اين مدرسه هم با بيل و كلنگ به خرابه بدل شد و باز رشديه به مشهد گريخت و باز پس از چند ماه به تبريز بازگشت و مدرسه را داير كرد . هنگامى كه امين الدوله به صدارت رسيد ، با آشنايى قبلى كه از رشديّه داشت ، او را به تهران دعوت و تشويق به تأسيس مدرسه در تهران كرد . رشديه در سال 1315 قمرى ، اولين مدرسهاش را در تهران در باغ كربلايى عباسعلى افتتاح كرد . اين مدرسه مورد حمايت امين الدوله صدراعظم بود و از طرف دولت مقررى ماهانه داشت . با روى كار آمدن على اصغر خان اتابك ، دشمن سياسى امين الدوله مقررى ماهانه مدرسهء رشديّه قطع شد و بندوبستهاى سياسى نزديك بود مدرسه را به تعطيل بكشاند . چون رشديه و پيروان وى طرفداران امين الدوله بودند ، بالتبع دشمن اتابك خوانده شدند و سخت در معرض خطر قرار گرفتند . روحانى روشنفكر زمان حاج شيخ هادى نجمآبادى از رشديه حمايت كرد ؛ ولى بالاخره رشديّه مجبور شد در سال 1319 تهران را به قصد حج ترك كند .
در غياب رشديّه ، آقا شيخ هادى سرپرستى مدرسه را به عهده گرفت و مقررى شاگردان آن را مرتب پرداخت . با بازگشت رشديه از حج ، مجددا تحريكات سياسى طرفداران اتابك عليه او شروع شد و او مجبور شد به خاطر اينكه به جرم پخش شبنامه دستگير نشود به قم برود و بست بنشيند . پس از چند ماه مظفر الدّين شاه تلگرافى از او خواست تا به تهران باز گردد و به امور مدرسه رسيدگى كند . رشديّه به تهران آمد و مجددا به فعاليت سياسى و نوشتن شبنامه و اعلاميه عليه اتابك پرداخت ، تا اينكه اينبار هم مورد غضب صدراعظم واقع شد و وى تصميم به تبعيد رشديه گرفت ؛ لكن رشديه پيشدستى كرد و با توجه به نزديك شدن جشن پايان سال تحصيلى مدرسه ، عريضهاى به اين مضمون به شاه نوشت :
« آستان فلك پاسبان خدايگان ايران و پناه ايرانيان ، اعليحضرت قدر قدرت همايون
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 320
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٣٢٠