تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
اى مرغ سحر چو اين شب تار * بگذاشت ز سر سياهكارى ، وز نفحهء روح‌بخش اسحار * رفت از سر خفتگان خمارى ، بگشود گره ز زلف زرتار * محبوبهء نيلگون عمارى ، يزدان به كمال شد پديدار * و اهريمن زشتخو حصارى ، ياد آر ز شمع مرده ياد آر ! * اى مونس يوسف اندرين بند تعبير عيان چو شد ترا خواب ، * دل پر ز شعف ، لب از شكر خند محسود عدو ، به كام اصحاب ، * رفتى بر يار خويش و پيوند آزادتر از نسيم و مهتاب ، * زان كو همه شام با تو يك‌چند در آرزوى وصال احباب ، * اختر به سحر شمرده ، ياد آر ! چون باغ شود دوباره خرم * اى بلبل مستمند مسكين ، وز سنبل و سورى و سپر غم * آفاق ، نگارخانهء چين ، گل سرخ و به رخ عرق ز شبنم * تو داده ز كف زمام تمكين ،
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 251 | حسن مرسلوند