برادرش راهى عتبات شد . در سامرا در حوزهء درس ميرزاى شيرازى شركت كرد و سپس به نجف رفت و مدّت يك سال و نيم در حوزهء درس ميرزا حبيب اللّه رشتى و آخوند ملّا محمّد كاظم خراسانى به تحصيل فقه و اصول پرداخت . يحيى دولتآبادى يكبار هم در سال 1304 قمرى به زيارت حج رفت و پس از بازگشت از اين سفر به نجف رفت و در اواخر سال 1305 قمرى به اصفهان بازگشت .
حاج ميرزا يحيى در شعبان 1306 از اصفهان به قم و در شوال همان سال از قم به خراسان و در ربيع الاوّل 1307 به تهران رفت . اينبار در تهران ، به حوزهء درس آيتاللّه حاج ميرزا حسن آشتيانى وارد شد و در دورهء تحريم تنباكو كه آيتاللّه آشتيانى نقش فعالى در آن داشت ، وى از شاگردان آيتاللّه بود . همچنين در تهران ، در محضر درس فيلسوف مشهور ميرزاى جلوه شركت كرد و فلسفه را آموخت .
دشمنيهاى ظل السلطان و تعدادى از روحانيون اصفهان با پدر حاج ميرزا يحيى ، كمكم بالا گرفت و همه جا شايع شد كه حاج سيد هادى دولتآبادى بابى است . با توجه به اينكه اين سلاح بابيگرى هميشه از طرف حاكمان و يا دستهاى از روحانيون براى از ميدان بهدر بردن حريفان ، مورد استفاده قرار مىگرفت و با عنايت به اينكه هيچ سندى دال بر بابى بودن حاج سيد هادى وجود نداشت ، نمىتوان اين اتهام را جدى گرفت . ولى البتّه اين شايعه تأثير مهمى در روند زندگى دولتآباديها بر جاى گذاشت . در اين رابطه بد نيست به موضوعى اشاره شود كه هرچند مزاح است ، ولى واقعيتى را در بطن خود نهفته دارد . امين السلطان صدراعظم وقت كه به شدّت با ظل السلطان مخالف و حامى سياسى حاج سيد هادى دولتآبادى بود ، طى يك جلسه در حضور شاه « امين السلطان پيشدستى [ كرده ] در حضور جمعى از خلوتيان در جزو خبرهاى تازه كه از همه جاهاى مملكت به عرض مىرساند بهطور مزاح مىگويد : در اصفهان هم املاك حاج ميرزا هادى بابى شدهاند ! شاه و خلوتيان مىخندد و اقدامات ظل السلطان بىاثر مىماند » .
در اپيدمى وباى سال 1310 قمرى ، او نيز به اين بيمارى دچار مىشود . بنا به گفتهء خودش در حالت مرگ تعهد اخلاقى مىكند كه چنانچه بهبود يافت ، از زشتيها و كژيها دور شده و به خدمت همنوع كمر بندد . دعايش مستجاب و بهبود كامل حاصل كرد . در
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 234
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٢٣٤