عهده گرفت و سپس به مديريت دايرهء بازرسى وزارت فرهنگ برگزيده شد و در سال 1326 به رياست كتابخانهء فنى وزارت فرهنگ منصوب شد .
در سال 1330 سرپرستى دبيرستان شرف تهران به او واگذار شد و وضع آشفتهء آن دبيرستان را سروسامان بخشيد . حكمت سالها سمت بازرسى در وزارت فرهنگ را داشت و چند سالى نيز مأمور بازرسى در حوزههاى فرهنگى آذربايجان شرقى و غربى و خراسان بود .
باقر حكمت پس از عمرى خدمت به فرهنگ ايران در سال 1333 به افتخار بازنشستگى نائل آمد و وزارت فرهنگ وقت به پاس خدمات شايسته پنجاه سالهء فرهنگى او ، از وى تجليل فراوان به عمل آورد و يك قطعه نشان سپاس نيز به او اعطا كرد .
حكمت طبع شعر نيز داشت . قطعهء زير برگردانى از فرانسه به شعر پارسى ، از سرودههاى اوست :
دخترى شوخ به باغى ديدم * ناگه از غصه به خود پيچيدم
زير اشجار نخى بر كف دست * سر هر شاخه به برگى مىبست
چون مرا ديد خودش را درباخت * گه سوى چپ شد و گه جانب راست
گفتم او را زچهرو حيرانى * از چه سرگشته و سرگردانى ؟
با تأسف نگهى كرد و بگفت * ريشخندم نكنى خواهم گفت
خواهرم بسترى و بيمارست * سالها در تعب و آزارست
زير يك ميز بگشتم پنهان * گوش دادم به طبيبش ز نهان
ناگهان دكتر او گفت چنان * نيست بهبودى او را امكان
آخرين برگ چو افتد ز درخت * مىببينيد كه اين طفل گذشت
برگها را من از آن نخ بندم * كه ز دستم نرود دلبندم
آثار بهجا مانده از او عبارتند از :
1 - اخلاق حكمتى .
2 - اخلاق نوباوگان .
3 - تاريخ طبيعى ، گياهشناسى . [ 1 ]
هامش
[ 1 ] م : 1 - مشار ، خانبابا . مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى ، ج / 2 .
2 - نشريهء وحيد ، دورهء نهم ، شمارهء مسلسل 91 .