« حاج مخبر السلطنه هدايت » مىگويد : « رضا شاه تاج را به تقليد ناپلئون ، از دست امام جمعه خوئى گرفتند و خود بر سر نهادند ، عاقبت كارشان هم شبيه به عاقبت ناپلئون شد او را به سنت هلن بردند و ايشان را به موريس . . . »
در سال 1306 هنگامى كه « حاج آقا نور اللّه اصفهانى » به ضديت با قانون نظام اجبارى خدمت سربازى به « قم » مهاجرت كرد و روحانيون ساير شهرها نيز به تأسى از او به قم رفتند ، شاه از امام جمعهء خوئى دعوت كرد تا به او در خاموش كردن اين شورش كمك نمايد ، ولى او نپذيرفت . در اين مورد حاج مخبر السلطنه رئيس الوزراء وقت مىگويد : « در غوغاى قم دعوتى كردم كه در منزل من با حضور تيمورتاش صحبتى بشود و در اصلاح غائله قم شركتى داشته باشند ، امام جمعهء تهران و ظهير الاسلام آمدند ، تيمورتاش هم حاضر شد ، امام جمعه خوئى و ميرزا سيد محمد بهبهانى نيامدند » .
او بطور كلى ، با توجه به كهولت سن ، از سياست به تدريج كناره گرفت و تنها فعاليت سياسى مشخص او در موقعى كه بيش از هفتاد سال داشت اين بود كه هنگامى كه براى اجراى صيغهء نكاح شمس و اشرف پهلوى به دربار رفت ، از موقعيت استفاده كرده به ملكه مادر ( همسر رضا شاه ) گفت : « در اين دربار شما را علاقمند به اسلام مىبينم ، اگر از نفوذ خود براى كمك به اسلام استفاده ننمائيد ، فردا در پيشگاه حضرت فاطمه زهرا عليها السلام مسئول خواهيد بود . من به تكليف شرعى خود عمل كردم و شما را به تكليفتان آشنا ساختم » .
او به « مدرس » علاقه داشت و در مواضع سياسى ، « مدرس » محبوب او بود . در واقعهء ترور « مدرس » او بود كه پيكر مجروح « مدرس » را مراقبت مىكرد و از نگهداشتن « مدرس » در بيمارستان « نظميه » بدليل سوءظن به دستگاه نظميه رضا شاه جلوگيرى كرد .
در سال 1322 خورشيدى قانونى از تصويب مجلس گذشت كه براساس آن مقرراتى براى تربيت واعظان روشنفكر و روحانيان متجدد و واقف به اوضاع عصر ، وضع شده بود و در هيجدهم بهمنماه همين سال ، شورايى بنام « شوراى علوم دينى » طى جلسهاى با حضور « سهيلى » نخستوزير به همين منظور تشكيل شد كه امام جمعهء خوئى نيز عضو اين شورا بود .
حاج امام جمعه خوئى سرانجام در دهم شهريورماه 1324 دار فانى را وداع گفت و در نجف مدفون گرديد .
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 256
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٢٥٦