تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
سوسياليستهاى شوروى نيز آشنا نيست و « ديكتاتورى » پرولتاريا را با « ديكتاتورى » رضا خان اشتباه گرفته است . او در سمت وزير علوم و اوقاف تنها تغييرى كه توانست به روال كهنهء آموزش و پرورش بدهد اين بود كه « يك روز در موقع سركشى به يك مدرسه چوب و فلك را آتش زد و اين مجازات را در مدارس نسخ نمود » . در اوايل رياست وزرايى سردارسپه كميته‌اى بنام « كميتهء تحولات و انقلابات » به رياست سردارسپه تشكيل گرديد كه اعضاء اين كميته عبارت بودند از : « رضا خان سردارسپه » ، « سيد محمد تدين » ، « زين العابدين رهنما » ، « ناصر ندامانى » ، « سيد محمد صادق طباطبايى » ، « ميرزا كريم خان رشتى » ، « سرلشكر خدايار خان » ، « دبير اعظم بهرامى » ، « امان اللّه خان اردلان » و سليمان ميرزا اسكندرى . محل تشكيل جلسات اين كميته خانهء شخصى سردارسپه بود و جلسات در ساعت چهار بامداد و پيش از اذان صبح تشكيل مىگرديد . ما حصل اين جلسات پيمان‌نامه‌ايست كه به امضاى رضا خان ، سيد محمد صادق طباطبايى ، سليمان ميرزا اسكندرى ، كريم خان و خدايار خان رسيده است 37 . « زين العابدين رهنما » مدير روزنامهء « ايران » كه خود در جلسات شركت داشته در سالنامهء دنيا مىنويسد : « در همين جلسه و در ميان همين جماعت تمام حوادث و تغييرات ايران نو و تغيير قاجاريه و غيره مورد مذاكره قرار مىگرفت و سپس طبق آن عمل مىشد . افراد اين كميته در روز اوّل تشكيل آن ، دست اتّحاد و يگانگى را در حلقهء تسبيح دست خود اعليحضرت فقيد بهم دادند كه در هدف اصلى اين گروه كه تغيير سلسلهء قاجاريه و ايجاد ايران نو باشد تا آخرين سرحدّ امكان وفادار و صميم باشند . . . . » . نكته قابل توجه اينجاست كه سليمان ميرزا اسكندرى ، با احمد شاه قاجار نيز روابط حسنه‌اى داشت ، به‌طورىكه در انتخابات دورهء پنجم مجلس شوراى ملّى ، احمد شاه به درباريانى كه معروف بود هزار رأى دارند سپرده بود كه به شاهزاده سليمان ميرزا رأى بدهند . مشهور است كه چون « مدرس » اين توصيه را شنيد گفت : « پادشاهى كه به سوسياليسم رأى بدهد خودبخود منعزل است » . سليمان ميرزا به دور پنجم شوراى ملّى نيز راه يافت ( 1304 - 1302 ) . در زمان رئيس‌الوزرايى سردارسپه ، هنگامى كه دسته‌بنديهاى مخالفين بر عليه رضا خان شدت گرفت و نامهء احمد شاه مبنى بر عزل سردارسپه به دست او رسيد ، سردارسپه تصميم گرفت استعفا كند و براى هميشه ايران را ترك گويد . طبق نوشته‌هاى « سركشيك
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 175 | حسن مرسلوند