تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
در اين سفر موفق شد كه براى خود در دل شاه و صدر اعظم جايى باز كند و موجبات ترقى خود را فراهم نمايد . در مورد اين سفر و شركت ارفع الدوله ، محمد حسن خان اعتماد السلطنه در يادداشت‌هاى خود مىنويسد : « ميرزا رضا خان نايب سفارت ايران در پطرزبورگ كه اين سفر فرنگ در ركاب بود شرحى دارد كه وقتى خواهم نوشت ، ملقب به معين الوزاره شد و ژنرال قنسول ايران مقيم تفليس شد . همين‌قدر مىنويسم كه اصلا ايروانى و رعيت روس است . در همين تفليس وقتى كه ميرزا محمود خان [ علاء الملك ديبا ] آنجا بود و اين ميرزا رضا خان جوان مزلف بود خانه شاگرد خانه ميرزا محمود خان بود » در سال 1307 قمرى كه « امينه اقدس » زن سوگلى ناصر الدّين شاه براى معالجه چشم خود به « وين » مىرود ، شاه چندين فرمان نشان سفيد مهر بدون تعيين درجه به او مىدهد كه در مسافرت به اروپا به هركس كه ميل دارد آنها را بطور انعام بذل و بخشش كند ، ارفع الدوله كه از قضيه مطلع مىشود ، تعداد زيادى از آن فرامين را براى استفاده خود از « امينه اقدس » گرفته و بعد هريك از آنها را به بهاى گزاف در روسيه و جاهاى ديگر به سود خويش به فروش مىرساند . پرنس ارفع در حدود سال 1314 علاوه بر سمت وزير مختارى در دربار روسيه به وزير مختارى سوئد و نروژ نيز منصوب شد در سال 1316 قمرى از طرف دولت ايران نماينده مجلس « صلح لاهه » تعيين و اعزام گرديد و بعد از اين سفر بود كه به لقب « پرنس » ملقب گرديد . با روى كار آمدن امين السلطان ( 1316 ق ) ارفع الدوله دلال گرفتن وام از دولت روسيه بود ، كه اين عمل بدنامى بزرگى را نزد آزادىخواهان و روشنفكران ايران براى او به ارمغان آورد . از سال 1280 خورشيدى رضا ارفع الدوله به اسلامبول رفت و تا سال 1286 خورشيدى سفير كبير ايران در عثمانى بود و مدتى نيز براى شركت در جشن تاجگذارى « آلفونس سيزدهم » پادشاه اسپانيا به آن كشور رفت . پس از عزل او از سفارت كبراى اسلامبول ، او به « موناكو » رفت و در قصر عالى و گران قيمتى كه خودش ساخته و اسمش را « دانشكده » گذاشته بود ( دانش + كده ) اقامت گزيد . در 16 شعبان 1331 به ايران آمده و چندى بجاى « ممتاز الدوله » وزير عدليه كابينهء اول علاء السلطنه شد . و در سال 1333 قمرى بعد از تاجگذارى احمد شاه ، به سمت سفير كبير فوق‌العاده مأمور اعلان تاجگذارى شاه بدربارهاى اروپا شد .
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 140 | حسن مرسلوند