تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
تأليف پرداخت . در سرودن شعر بخصوص مثنوى تبحر داشت . از جمله اشعار اوست :
باز گيتى شده بهشت برين * از صفاى طلوع فروردين ابر در آسمان بشور و شعب * مىزند نعره همچو شير عرين خاك تيره ز باد و آتش رعد * آب شد بس‌كه ريخت ماه معين موسم دى گذشت و گل آمد * چشم بگشا ببوستان و ببين بانوى پير دهر گشت جوان * خرم و تازه شد زمان و زمين باغ شد از نسيم آبستن * راغ اندر رحم گرفت جنين هر دو در بامداد زائيدند * پسر و دختران ماه جبين يكى اندر لباس بوقلمون * ديگرى بسته ساعد سيمين در خيابان باغ و در صحرا * متفرق چو قوم بن يامين يكى اندر فراق گريه‌كنان * يكى از وصل خنده نمكين بانوى پير جشن بر پا كرد * باغ را بست زينت و آئين پرگل و غنچه گشت دشت و دمن * طعنه زد بر نگارخانه چين باغ شد همچو صحف انگليون * راغ گرديد ، از چمن رنگين ضيمران و شقائق و سوسن * شمعدانى و زنبق و نسرين سورى و اطلسى و سيسنبر * جعفرى و بنفشه مشكين چشم نرگس ز گريه شد بيمار * زلف سنبل بسوگ گشت قرين آن يك از قطره‌هاى شبنم صبح * ديگر از سوز آفتاب پسين برگهاى سه‌برگه گستردند * فرش ديبا و اطلس زرين پرسش از سرخ‌گل چو بنمودم * گفت : كرده است بلبلم كابين دختران چمن ز راه عفاف * دستكش كرده دست و پا پاچين بلبل ازيك‌طرف بشور و نوا * قمرى از جانبى ، بصوت حزين قهقه كبك و چهچه بلبل * به كه و بوستان ، فكنده طنين اين‌چنين فصل و اين‌چنين ايام * اين‌چنين بزم و اين‌چنين آئين همگان سر خورشيد و خوش‌دل و شاد * جز حقيقت كه ناخوش و غمگين
م : 1 - مشار ، خان‌بابا . مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى .