اگر داند كه جز كويش ندانى * دلش بر ما نمىسوزد سبب چيست
گر از حسن ازل اين جلوهها خاست * گناه لعتبان نوشلب چيست
دگرها نيز گفتند اين سخنها * نه تنها من همىگويم ، غضب چيست
چه خوش فرمود هركس بود فرمود * از اين به بر تن برهان سلب چيست
« شمال از جانب بغداد خيزد * گناه مردم شط العرب چيست »
اديبا ، با چنين خويى كه او راست * عجب نبود كه خون ريزد عجب چيست
تنها شعر سياسى كه اديب دارد ، قصيدهاى است دربارهء قرارداد 1907 انگليس و روس و تقسيم ايران به مناطق نفوذ ، و ابياتى از آن چنين است :
كه گمان داشت كه بنگاه فريدونى را * از چپ و راست كند دشمن چونين تقسيم
كى روا بود كه رامشگه نوشيروانى * از چپ و راست زد و پهلو گردد به دونيم
اين همه نيست مگر از روش مردم او * كه به يكسويند از خود نياكان قديم
چه كهنسال و چه برنا همه شايستهء تيغ * همگى چه زن و چه مرد سزاى دژخيم
خواب نادانى جاويدى ايرانيها * برد از ياد كه و مه سخن كهف و رقيم
اديب نيشابورى رسالهاى در جمع بين عروض فارسى و عربى و رسالهاى در شرح معلقات سبع و چند جزوه در تلخيص شرح خطيب تبريزى بر حماسهء ابو تمام نوشته است .
اديب در 12 ذىالقعدهء سال 1344 قمرى برابر با 1305 خورشيدى درگذشت .
م : 1 - معين ، دكتر محمد . فرهنگ فارسى ، ج / 5 .
2 - آرينپور ، يحيى . از صبا تا نيما ، ج / 2 .
3 - فرهنگ دانش و هنر .