تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
سيد احمد رضوى فرزند « سيد شهاب الدّين » ( شاه بابا ) كه نسبش به « شيخ شهاب الدّين سهروردى » از فلاسفهء بزرگ اسلامى مىرسد ، در سال 1260 قمرى در كشور هندوستان ( سرحد بين پيشاور و افغانستان ) چشم به جهان گشود . در ايام كودكى توسط پدرش به مكتب‌خانه‌اى سپرده شد و به تحصيل علوم مختلف همت گماشت :
بهنگام خرديم فرخ پدر * كه يادش روان شاد مينوى در به يك پرهيز پارسايم سپرد * چو مه گشت نو ماهيانه شمرد چنان چونكه‌ش زنده گردد به جان * بدانش بود زنده جان و روان
پس از تحصيلات مقدماتى به كار كشاورزى پرداخت و هنگامى كه هندوستان توسط قواى متجاوز و اشغالگر انگلستان ، تحت اشغال درآمد ، او هم مثل ساير اهالى سرحدات غربى هند با سپاهيان انگليس به نبرد پرداخت ( 1848 تا 1852 ميلادى ) . در اين نبرد پدر ، عموها و اغلب بستگان اديب به قتل رسيدند . اديب به اصرار خانواده به طرف كابل روانه شد و طى دو سال اقامت در آن سرزمين ، نزد « آخوند ملا محمد » مشهور به « آل ناصر » دانش آموخت . سپس به « غزنين » رفت و در باغ فيروزه ( آرامگاه حكيم سنائى غزنوى ) اقامت گزيد . او مدت دو سال و نيم در « غزنين » ماند و در اين مدت نزد « ملا سعد الدّين غزنوى » كه در جميع فنون ادب و حكمت استاد بود به تلمّذ پرداخت . پس از آن به « هرات » رفت و بعد از 14 ماه اقامت در آنجا راهى « تربت جام » شد و يك سال و اندى نيز در آن شهر اقامت كرد . اديب در 22 سالگى به مشهد آمد و نزد « شيخ عبد الرحمن مدرس » مؤلف « تاريخ خراسان » و « ملا غلامحسين شيخ الاسلام » رياضى و حكمت خواند . اديب در اين اوان همّ خود را صرف آموختن كرد و چنان كه خود گويد :
اگرچه جهان چون شب تار بود * بدين ديدهء من كه بيدار بود نشد خفته چشمم به تاريك شب * نبستم ز تلقين و تكرار لب
شب و روز به تحصيل مشغول بود . اديب در سال 1287 قمرى به « سبزوار » آمد و از محضر « حاج ملا هادى سبزوارى » فيلسوف مشهور استفاده برد و پس از رحلت مرحوم « سبزوارى » ( 1290 قمرى ) مجددا به مشهد بازگشت و در مدرسهء « ميرزا جعفر » اقامت گزيد و به « اديب پيشاورى » شهرت تام يافت . او بشدت مورد توجه « ميرزا سعيد خان گرمرودى » نايب‌التوليه آستان قدس رضوى قرار