تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 683

مساهمون:

ص٦٨٣
جان و سر را مىدهم تضمين كه با علم و يقين * هرچه با ايمان و جان و دل بخوانى ، مىرسد گر بخوانى و عمل سازى به تمهيدات آن * بهرهء وافر از آن بُرد يمانى مىرسد زين دگر هر خانوار جمع‌وجور منطقى * بر تمام خواست‌هاى آرمانى مىرسد راست مىگويم به حقّ حق ، كه از راه كمال * عارف فاضل به فيض جاودانى مىرسد چون هزاران نكته باشد در رموز طول عمر * صد هزاران بهره ز آن دُرّ معانى مىرسد پس چه بهتر ، مختصر گويد « هدا » در مصرعى * تندرستى ، نيكبختى ، شادمانى مىرسد

چكامهء اخوانيّه دربارهء شعرا و ادباى معاصر

كيست شاعر ؟ شهريار كشور شعر و ادب * در جهان معرفت پيغمبر شعر و ادب تا بر افلاك است ، تابان اختر فضل و كمال * جاودان باد و شكوفا كشور شعر و ادب عشق خدمت ، عرق مليّت ، رسالت در پيام * بهر دانشمند باشد مفتخر شعر و ادب شاعر فرزانهء صاحب سخن بايد بود * از براى شيد دانش شهپر شعر و ادب پرتوافشانى كند در باغ و بستان هنر * شعله‌هاى جان‌فزاى انور شعر و ادب چون « محيط » و « كورش » و « ديهيم » و « سجّادى » ، « صفا » * « مشفق » و « فرشاد » و « نوشين » ، رهبر شعر و ادب « افتخارى » ، « احمدى » ، « جذبه » ، « فتوحى » و « اديب » * « حالت » و « همّت » ، « حقيقت » ، مظهر شعر و ادب « رعدى » و « ورزى » ، « قريشى » و « جلى » ، « صهبا » ، « غزل » * « الفت » و « فرّخ » ، « رضايى » ، مشعر شعر و ادب « سبزوارى » ، « ايزد » و « پرويز » و « كزّازى » ، « نياز » * « زاهد » و « آزاده » ، « آذر » آذر شعر و ادب « بهمنى » ، « برهان » و « بهرامى » ، « بهارى » ، « باقرى » * « باستانى » ، « بختيارى » ، مشعر شعر و ادب « طالع » و « وجدى » ، « وزيرى » و « عديلى » ، « صارمى » * « صولتى » ، « طايى » ، « نجاتى » ، افسر شعر و ادب « حشمت » و « شهراز » و « خرّمشاهى » و « شاهد » ،