تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١

مادر

زخم‌هايم را پينه مىكند * و دردهايم را مىبوسد .
*
ديروز كه * كوچك‌تر بودم بزرگىاش را ديدم ؛ * و امروز كه بزرگ‌تر شده‌ام * كوچكىام را .
*
دست‌هايش * صداقت يك عروج بود وقتى نماز را به خانه مىآورد * و سجّاده‌اش پر از دارو * هنگامى كه صلوات را تكرار مىكرد .

خانه شكسته

دردهاى بزرگ * كلمات را مىشكند و شاعر * با كلمات شكسته
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 191 | سيد محمد باقر برقعى