تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 802

مساهمون:

ص٨٠٢

تمنّا

در حادثهء بهارى چشمانت * در سايهء ارغوانى مژگانت بگذار كه جا بماند اين روح غريب * در بين اشاره‌هاى بىپايانت

مشرق عشق

در مشرق عشق دست خورشيد تويى * در باغ نگاه ، ياس امّيد تويى در بين هزار پونه ، آن كس كه مرا * چون روح نسيم ، زود فهميد ، تويى

شكايت

بيا گل شدن را رعايت كنيم * ز پروانه ماندن حمايت كنيم اگر بادِ غم شاخه‌اى را شكست * ز دست هجومش شكايت كنيم

پرسش

كنارِ آشنايىِ تو ، آشيانه مىكنم * فضاى آشيانه را پر از ترانه مىكنم كسى سؤال مىكند به خاطر چه زنده‌اى ؟ * و من براى زندگى تو را بهانه مىكنم

رز عشق

بيا با افق مهربانى كنيم * غم پونه را آسمانى كنيم بيا توى نقّاشى قلبمان * رز عشق را ارغوانى كنيم

رنگين‌كمان

اى كاش گل بودى و من از باغ‌ها مىچيدمت * يا كه طلوعى بودى و از پنجره مىديدمت اى كاش چشمانت ضريحى داشت چون رنگين‌كمان * هروقت باران مىگرفت ، از دور مىبوسيدمت
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 802 | سيد محمد باقر برقعى