خود را ز بحر فتنه به ساحل رساندهايم * از پاى جان چو بند علايق گسستهايم
تا مژدهء وصال نگارين به ما دهد * در انتظار مقدم پيك خجستهايم
« محمود » پشت چون به جهان كردهايم ما * گويى ز دام محنت ايام رستهايم
حبّ وطن
حديثى هست كز ايمان بود حبّ وطن ، زين رو * دفاع از موطن مألوف شد بر مسلمين واجب
پس اى ايرانى مُسلِم ! به سنگر پايدارى كن * ز رگبار مسلسل ساز در راه عدو حاجب
* * *
بمانى جاودان ايران ! بقا را چون سرافرازى * گواه من بود تا ريخت اى مرز همايون فال
بلا هرچند صعب افتد ، شود تابوتوانت بيش * به پا خيزى پس از هر ضربهاى اندر همه احوال
* * *
چو صيت گُردى ايرانيان پيچيده در عالم * منم ايرانى و باشد مرا جاى سرافرازى
كند بين ملل ، كسب شرف ، تا ملّت ايران * روا باشد تو اى « محمود » بر مام وطن نازى
* * *
به دزفول و به اهواز و به خرّمشهر و آبادان * به آن چادرنشينان دلير ساحل كارون
سلام دلنشين ما ، درود آتشين ما * به آن گردان شير اوژن كه غلتيدند اندر خون