چاووش عشق
فراز سدره بود جاودانه جاى حسين * طراز ساحت قدس است كربلاى حسين
مگر كه ماه محرم نموده طلعت خويش ؟ * كه نوحهگر شده افلاك در رثاى حسين
جهان ز سوك ، سيه گشت اين زمان گوئى * سپيده گشته ، سيهپوش در عزاى حسين
زناى چاوش عشق آيد اين نوا كه دلا * بران تو توسن جان ، سوى نينواى حسين
غبار تربت فرزند بو تراب ، بيار * كه كحل ديدهء خلق است خاك پاى حسين
شهيدپرور نهضت خداى دارد و بس * كه خونبهاى شهيدان بود خداى حسين
ز دشت خون و شهادت همىرسد بر گوش * طنين نغمهء تكرار ماجراى حسين
به هر پگاه زند بوسه در چكاد زمين * ز عشق و عاطفه خورشيد بر لواى حسين
به بحر فلسفهء نهضتش كنى چو شنا * شوى به غايت احوال آشناى حسين
طراوت باران
گر چشم دل به عالم بالا نداشتيم * بالاى دل به قامت فردا نداشتيم
ما را اگر غرور تماشا نمىگرفت * از چشم پاك آينه پروا نداشتيم
در ما اثر نبود ز رفتار پاك آب * گر خصلت تلاطم دريا نداشتيم
سرسبز از طراوت باران نمىشديم * گر باغ و راغ را سر احيا نداشتيم
روشن نمىنمود مسير نگاه را * يك كهكشان ستاره اگر ما نداشتيم
مىماند آفتاب ز تسخير سايهها * از گل اگر چراغ به فردا نداشتيم
تين غزل حافظ پيام سروش
آنكه فيض نفسش كار مسيحا مىكرد * عارفان را همه مات از رخ زيبا مىكرد
با من دلشدهاى كاش مدارا مىكرد * « سالها دل طلب جام جم از ما مىكرد
وانچه خود داشت ز بيگانه تمنا مىكرد »