فؤاد از جمله اعضاى انجمن ادبى كرمان كه به رياست مجد الاسلام تشكيل مىگرديد بود و سالها در اين انجمن عضويت داشت و سرانجام در سال 1317 شمسى چشم از جهان فروبست و در گورستان سيّد حسين كرمان به خاك سپرده شد .
كتاب شمع جمع او كه مجموعهء اشعار او بشمار مىرود در سال 1341 بهوسيله على اصغر قدسىزاده به چاپ رسيد و بعد اين كتاب توسط مؤسّسهء طبع كتاب در تهران مكرر طبع و نشر شد و تا پانزده بار به چاپ رسيد .
خطاب به ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام دولت جاويد
دشمنت كشت ولى نور تو خاموش نگشت * آرى آن جلوه كه فانى نشود نور خداست
پرچم سلطنت افتاده ، كيان را ز كيان * سلطنت ، سلطنت توست كه پاينده لواست
به بقا كرد ستمگر نه بجا ماند ستم * ظالم از دست شد و پايهء مظلوم بجاست
زنده را زنده نخوانند كه مرگ از پى اوست * بلكه زنده است شهيدى كه حياتش ز قفاست
دولت آن يافت كه در پاى تو سرداد ولى * اين قبا راست نه بر قامت هر بىسروپاست
تو در اوّل سر و جان باختى اندر ره عشق * تا بدانند خلايق كه فنا شرط بقاست
در مدح حسين بن على عليه السّلام
بينش اهل حقيقت چو حقيقتبين است * در تو بينند حقيقت كه حقيقت اين است
نيست چشم دگران سوى حقيقت نگران * ور نه آن راست حقيقت كه چنين آئين است
من اگر جاهل گمراهم اگر شيخ طريق * قبلهام روى حسين است و همينم دين است