خدا را مرد مجنون از غم ويرانگر ليلا * كجايش دل براى عاشق ديوانه مىسوزد
حكايتها كنند از بىوفايىهاى مهرويان * كه گر آهى برآيد دفتر افسانه مىسوزد
ميان گلبن اين باغ من زيبا گلى دارم * كه گر حسنش شمارم جملهى گلخانه مىسوزد
در اين محنتسرا جايى براى شادمانى نيست * اگر غفلت شود خار و خس كاشانه مىسوزد
به كاخ شبنشينان شمع كافورى بود روشن * ز آه دل چراغى اندر اين ويرانه مىسوزد
اگر بريان شود در عشق جانان صدر هزاران دل * تو اى « فرساد » پندارى دل جانانه مىسوزد
يار دلنواز
حريف ماست همان يار دلنواز امشب * كليد بخت در صبح كرده باز امشب
فداى روى تو گردم چه بىريا كردى * عنابتى تو بعشاق پاكباز امشب
تفقدى بنما اى غزال بيشه عشق * كه مرهمى تو بر اين درد جانگداز امشب
ز ظلمت شب ديجور با تو نيست هراس * منور است در اين خانه شمع راز امشب
كرم نموده بيا نزد ما كه خواهى كشت * ز رشك روى مه خويش سرو ناز امشب
و ان يكاد بخوانيد تا نظاره كنيم * چه كرده است ببين اين بتتر از امشب
اگر رسيد به گوش تو بانك وا صنما * دل من است كه آيد به پيشباز امشب
ز درد عشق ملولم مدد كن اى ساقى * بجز پياله نداريم چارهساز امشب
اگرچه صبح قيامت ز خواب برخيزند * به شوق روى تو كرديم ديده باز امشب
به پيش قبله رويت به خاك افتادم * دمى خوش است كه باشيم در نماز امشب