عاجز و ناتوان منم قدرت بيكران تويى * مىزند اين بيان شرر بر دل هر سجود من
آتش عشق من چنان شعله كشد بر آسمان * سر زده تا به بيكران از سر شعله دود من
راه « فراز » مىروم رفتم و باز مىروم * تا كه به خاك درگهت سر بنهد صعود من
اوج عشق
مىروم تا عشق را ، معنا كنم * مىروم در عاشقى ، سودا كنم
مىروم تا در زمين كربلا * حكم قتل خويش را ، امضا كنم
من حسينم ، آن غريب آشنا * مىروم تا عقدهء دل ، وا كنم
اين جهان ، جاى چو من آزاده نيست * مىروم تا ترك اين دنيا كنم
مىروم تا هرچه دارم در جهان * در ره آزادگى ، اهدا كنم
مىروم تا اوج عشق و عاشقى * مىروم هنگامهها ، بر پا كنم
مىروم تا بيكران عشق را * ثبت در اين گنبد مينا كنم
در سياهى ، نيست پيدا راه حق * مىروم روشن ، شب يلدا كنم
من حسينم ، نور چشم مصطفى * مىروم تا دين حق ، احيا كنم
نيست ديگر صلح و سازش ، چارهساز * مىروم راهى دگر ، پيدا كنم
مىروم هفتاد و دو خورشيد را * روشنىبخش ره فردا كنم
مىروم تا اصغر ششماهه را * وارد پيكار با اعدا كنم
مىروم تا غيرت عباس را * در اصول عاشقى ابقا كنم
مىروم با نطق زينب ، خلق را * باخبر از نهضتى كبرا كنم
مىروم با بانگ زين العابدين * ظلم يوسفيانيان ، افشا كنم
مىروم تا در دل فصل خزان * نوبهار عشق را ، انشا كنم
مىروم تا بر « فراز » آسمان * سير دنيا از ره بالا كنم
مىروم با نانگ زين العابدين * ظلم بو سفيانيان ، افشا كنم
مىروم تا در دل فصل خزان * نوبهار عشق را افشا كنم