موسم نيلوفران ، در پشت در ماندهست موسم نيلوفران ، يعنى كه باران هست
يعنى يك نفر آبىست
موسم نيلوفران يعنى
يك نفر مىآيد از آنسوى دلتنگى
* مىشود برخاست در باران
دست در دست نجيب مهربانى
مىشود در كوچههاى شهر جارى شد
مىشود با فرصت آيينهها آميخت
با نگاهى
با نفسهاى نگاهى
مىشود سرشار
- از رازى بهارى شد
دستهاى خستهاى پيچيده با حسرت
چشمهايى مانده با ديوار روياروى
چشمها را مىشود پرسيد
يك نفر تنهاست
يك نفر با آفتاب و آسمان تنهاست
در زمين زندگانى
آسمان را مىشود پاشيد
مىشود از چشمهايش . . .
چشمها را مىشود آموخت
* مىشود برخاست
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 730
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٧٣٠