حسن قازان قانى برزنجى 5 - قرة العين در مقامات عرفانى سيد حسين برزنجى 6 - ديوان اشعار ( شامل اشعار فارسى و كردى ) 7 - كتابى در بدائع و عروض 8 - تحشيه و تعليقات بر سفرنامه حاجى ملك الكلام مجدى 9 - ترجمه سفرنامه ريچ .
هدر رفت عمرم
خوش آن كو نشان يافت از بىنشانى * زبانآورى يافت از بىزبانى
نه چون من اسير هوسهاى جسمى * نه چون من به دام هوسهاى جانى
نهادم به راه بتان بىتأمّل * توانايى جان و دل ، رايگانى
تو گويى كه آكند استاد خلقت * دل مهرخان را ز نامهربانى
هبا رفت عيشم به ناسازگارى * هدر رفت عمرم به ناكامرانى
نه در گوش زير و بم ارغنونى * نه در جام افشردهء ارغوانى
نه چون مهوشان شادمان از رخ خود * نه چون مىكشان مست باده مغانى
نه چون زاهدان صافى از رنگ دنيا * نه چون صوفيان محو راز مغانى
دريغ از جوانيت گفتار « طاهر » * به تقليد بو طاهر خسروانى
طمع بيهوده
خدا را خاطر آسوده دارى * كجا فكر من فرسوده دارى ؟
در اين بيمم به سر شد عمر ، كآيا * وفا بر وعدهء فرموده دارى ؟
بگفتم : بر دلم بخشايشى كن * بگفتا : كاين طمع بيهوده دارى
بگفتم : رفته خوابى از خيالت * بگفتا : ديدهء نغنوده دارى
مرا از درد و غم كشتى اگرچه * هزاران عادت محموده دارى
چرا زنگ ملال از قلب « طاهر » * بدينسان اى صنم نزدوده دارى