[ ض ]
ضيائى ( 1334 - 1306 )
ضياء الحق حكيمى « 1 » نوادهء بزرگترين فيلسوف و حكيم و متأله نامور و شاعر عارف والامقام مرحوم حاج ملّا هادى سبزوارى در قرن سيزدهم هجرى قمرى كه كتابش شامل دو بخش فلسفه به نام ( غرر الفوائد ) و منطق به نام ( لئالى المنتظمه ) كه به منظومه سبزوارى شهرت يافته ، ساليان درازى است كه در حوزههاى علميّهء ايران و عراق مورد استفاده قرار مىگيرد و پس از سالها هنوز اين كتاب جزو كتب درسى طلّاب و فضلاى اين حوزهها بشمار مىرود .
پرفسور سيد حسن امين كه ديوان حاج ملّا هادى سبزوارى را تدوين كرده شرح حال جامع و تحقيق و بررسى كاملى دربارهء اين فيلسوف بزرگ و دودمانش برشتهء تحرير كشيده جايى كه سخن از فرزندان و نوادگان او مىكند دربارهء ضيائى چنين مىنويسد و من با كمى تغيير آن را در اينجا مىآورم :
« ضياء الحق حكيمى پسر آقا عبد القوم فرزند كهترين ملّا هادى سبزوارى در سال
هامش
( 1 ) - فاضل پژوهشگر و شاعر حسن مروّجى در كتاب « تذكرهء سخنوران بيهق » نام او را مهدى ابو الفيض حكيمى نوشته و درباره وى چنين مىنويسد : « وى تحصيلات خود را نزد اساتيد زمان فراگرفت و مدّت سى سال به خدمت در ادارات دولتى اشتغال داشت و از طرف دولت مأمور تأسيس ادارهء معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه در سبزوار گرديد و يكچند خود در اين اداره به انجام خدمت مشغول بود ، وى اوقات فراغت را به مطالعهء كتاب مىگذراند ، به پرورش گل علاقه داشت ، در موسيقى بخصوص در نواختن ضرب و سهتار استاد بود ، در غزل« غم دل را شبى با ساز گفتم باز مىگويم »اشاره به اين موضوع دارد . حكيمى خود مظهر اخلاق و ادب بود ، در اشعارش همواره به جنبههاى اخلاقى و وارستگى و آزادگى توجه داشت . »