نام نيكويش حسن ، آن منبع فيض الهى * جان به قربانت شدى مسموم شه از كيد خصمان
نور چشم مرتضى ، گنجينهء جود و سخاوت * شمع نورافشان ! چرا قبرت بود با خاك يكسان
مظهر صلح و صفا ، پور علىّ ، درياى رحمت * اى برادر با حسين ، هستى غريب ، جانها به قربان
شهر دارابت « 1 » نمايد فخر چون دارد تعلّق * بر تو اى خضراى گلشن رهنما ، اى شاه خوبان
نايب خاصت كه بُود « دهياى كلبى » ، مرد ايمان * اندر اين « داراب » مدفون است ، اى سالار مردان
نيمهء ماه صيام گويد « صيانت » با دلوجان * عيد ميلاد حسن ، بادا مبارك خلق ايران !
تضمين غزل شهريار به مناسبت ولادت حضرت على عليه السّلام هماى رحمت
چه خوش است كز محبّت ، بزنى دم از وفا را * رود از تو درد و محنت ، به تو مىرسد شفا را
شه ملك لافتايى و ولاى توست ما را * « علىّ اى هماى رحمت ، تو چه آيتى خدا را
كه به ما سوى فكندى همه سايهء هما را » * همه مظهر خدايى ، تو در او به افضلى بين
همه روشنايى حقّ به حقيقتش جلىّ بين * ره راست در دوعالم ، به ولايت ولىّ بين
« دل اگر خداشناسى ، همه در رخ علىّ بين * به على شناختم من ، به خدا قسم خدا را »
تو ولايتى و بىتو ، به جهان ضيا نماند * به خدا اگر نباشى ، دوجهان صفا نماند
نبود چو سايهء تو ، به جهان هما نماند
هامش
( 1 ) - مراد داراب فارس است .