تكيه بر سايهء افكار زديم * سر بشكسته به ديوار زديم
من و تو زردى پاييز شديم * هر دو از عاطفه لبريز شديم
ما ز اخلاف گل دربهدريم * ما ز روييدن خود بىخبريم
ما كه كابوس چمنزار شديم * پيش هر خار بسى خوار شديم
حيف ما ريشه دوانديم به خاك * جسد پاره كشانديم به خاك
خسته از خندهء ابليس شديم * باعث گريهء تنديس شديم
من و تو لاشهء بوميم مگر ؟ * شكل بىحاصل موميم مگر ؟
من و تو سينهزنِ خويش شديم * آه در خلسهء درويش شديم
من و تو فاجعهء گلزاريم * من و تو مرثيهء پيكاريم
ما غريبيم ، بيا گريه كنيم ! * بىنصيبيم ، بيا گريه كنيم !
گل هوس
در نگاهت گل هوس روييد * لرزه بنشست بر تبسّم بيد
ابر سر را به آسمان مىزد * دل من تشنه بود چون خورشيد
بر تنم عشق نام خود مىكند * يأس مىكوفت بر سر امّيد
روى آيينهام غبار نشست * زندگى مشت بر سرم كوبيد
داخل كوچههاى رگهايم * دلم از رهگذار مىپرسيد
مىشود عشق را نوشت گناه ؟ * مىشود موى را نكرد سپيد ؟
فكاهى « 1 »
دم هموطنهاى من گرم باد ! * رخ دشمنان خفته در شرم باد !
ندارد كسى دل چو ايرانيان * كه ايرانى افضل ز شير ژيان
كه دل همچو كوه است و امّيد دشت * چه تهران ، چه مشهد ، چه تبريز و رشت
هامش
( 1 ) - افزايش قيمت تخم مرغ ، باعث سكتهء پيرزن روسى شد . ( كيهان )