بود ضمن خدمت آموزشى در كنكور دانشگاه در رشته حقوق سياسى پذيرفته چون در دبستان و دبيرستان فومن تدريس مىكرد جز چند ماه اول سالى را در كلاس درس دانشكده حاضر نشد و باقى را بطور غير حضورى گذراند و ليسانس خود را گرفت . در اين زمان چون گرايش مذهبى پيدا كرد بدنبال معتقدان حكومت اسلامى حركت كرد .
در ضمن در سال 1353 در رشتهء ادبيات تطبيقى دانشگاه در مقطع فوق ليسانس رفت و در سال 1357 فارغ التحصيل شد .
صابرى در سال 1340 در اولين سال تحصيل در دانشكده در تظاهرات دانشجوئى شركت كرد و در اين تظاهرات از سوى نيروهاى انتظامى و امنيتى از ناحيه گردن مضروب و دستگير شد و ماجراى آن را در شعر طنزگونه سياسى سرود و براى مجله توفيق با امضاى مستعار « گردن شكسته فومنى » فرستاد كه مورد توجه قرار گرفت از اين زمان به وادى طنزنويسى كشيده شد و تا سال 1345 گهگاه اشعار طنزگونه براى مجله توفيق مىفرستاد ، در همين سال صابرى براى عروسى نخست وزير ( هويدا ) گزارشى طنزگونه نوشت كه در دو صفحه توفيق چاپ شد و توجه زيادى را به خود جلب كرد تا جايى كه حسين توفيق سردبيرى نشريه را به او پيشنهاد كرد . او به تهران آمد و ضمن تدريس همكار ثابت مجله توفيق شد .
و تا زمان توقيف توفيق ( 1350 ) همكار آن بود و آثار خود را با امضاهاى مستعار :
ميرزا گل - عبد الفانوس - ريشسفيد - لوده - گردن شكسته فومنى و . . . منتشر مىساخت ، پس از توقيف مجله توفيق همكارى خود را با مجلههاى : اميد ايران ، سپيد و سياه و فردوسى شروع كرد .
صابرى در سال 1350 در هنرستان صنعتى كارآموزان تهران با محمد على رجائى كه بعد به نخستوزيرى و رياست جمهورى رسيد آشنا شد ، در زمان نخستوزيرى او به سمت مشاور فرهنگى و مطبوعاتى برگزيده شد و همچنان در زمان رياست جمهورى او نيز در اين سمت باقى بود و در سال 1362 از مشاغل سياسى دولتى كناره
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 477
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٤٧٧