پرواز
اين پنجرههاى بسته را ، باز كنيد ! * آهنگ سفر ، دوباره آغاز كنيد !
با خويش نشستن و شكستن ، تا كى ؟ * پَر باز كنيد و فكر پرواز كنيد !
خواستن
خواهم كه سپيدار بلندى باشم * آزادهء باغ دلپسندى باشم
چون سيل عنانگسستهاى روى آرد * من هم چو تو ، كوه سيلبندى باشم
لولى
اى لولى ديرجوش عصيانى من ! * وى شاهد شيداى غزلخوانى من !
من ، خانهخراب غم آبادى تو * ليكن تو ، در انديشهء ويرانى من ! !
گذشت !
يكعمر در انتظار بوديم و گذشت * زنجيرىِ زلف يار بوديم و گذشت
تا چشم به هم زديم ، طىّ شد هستى * بازيچهء روزگار بوديم و گذشت
پيك اميد
اى پيك اميد ! شادى و شور بيار ! * پيغامى از آن مسافر دور ، بيار !
اين شبزده شهر كور خاموشان را * از باغ سپيده ، يك سبد نور ، بيار !
رويش
در پرتو ماه ، چهرهات ديدن داشت * از باغ تو دل ، هواى گل چيدن داشت
وقتى كه براى من ، غزل مىخواندى * يك جنگل سبز ، در تو روييدن داشت