ببين شور نشور از ششجهت اندر زمين پيدا * ملائك نيز در هفت آسمان زين غم در افغان بين
قلم شد عاجز از تحرير « سالك » آتش نظمت * نه بر جان جهان اندر جنان بر حور و غلمان بين
طلب فرمود مولايى ز من تاريخ اين مطلب * كه او را در خراسان در سخاوت معن و قاآن بين
سحاب مكرمت شهزادهء آزاده كز رفعت * به دربار جلالش پاسبان كسرى و خاقان بين
خلايق خفته در مهد امان از فرّ يزدانش * ولايت راز دادش رشك شيراز و صفاهان بين
حكايت مختصر با خامه گفتا طبع سرشارم * چو من گويندهء تاريخ كمتر كس در ايران بين
تمنا كردم از وى تا سرايد نغز تاريخى * به پاسخ گفت اين مصرع ز ايقان ثبت ديوان بين
برآر ، از « بحر » فكرت سر رقم كن سال تاريخش * « ز توپ روس بىدين منهدم اركان ايمان بين »
1330 ه . ق