كنار نهر * مرا در بيشه مىخواند و
مىخوانم * در اين مانداب يارى نيست
از بركهها به آينه
باغى پريده رنگ * در تپههاى خلوت و دلگير
تحليل مىرود * از بركهها به آينه ، گوئى
راهى گشودهاند : * باران كه ايستاد
پاى قنات كهنه نشستند * دختران
با كوزههاى پر * امّا كنار ده
اندوه روستائى * در باغهاى كوچك
مىآويخت * بر قامت خميدهى بادام
تا منزل چهارم
( يكم ) * زلال و صاف
چو آب * كنار مزرعه - از نهر خود
مىگذرى * و آسمان را