ارگ كريمخانى
ارگ كريمخانى * از قصهها كه دانى
از رنجم و شادمانى * گو با من ار توانى
ارگ كريمخانى * ديوار هت سركش
برجت چون كوه آتش * گويى نشسته ارش
بر اوج ديدهبانى * ارگ كريمخانى
در ازدحام صد ياد * از داد و خشم و بيداد
هيچت كسى نشان داد * از شام زندگانى ؟
ارگ كريمخانى * شور و شر تو افرد
غوغاى شادىات مرد * سيل بلا فروبرد
فر تو رايگانى * ارگ كريمخانى
شد رونق تو دلگير * پاى دلت به زنجير
شد چارسوى تقدير * بنبست قهرمانى
ارگ كريمخانى * كو بزم خنده و جام
گلبوسههاى ايام * و آن روزگار بانام
لبريز كامرانى ؟ * ارگ كريمخانى
كو آن وكيل بيدار ؟ * آن پيرمرد ، هشيار
كز چهرهاش پدروار * مىتافت مهربانى ؟
ارگ كريمخانى * فكر دگر به سر داشت
از دردها خبر داشت * از فارس غصه برداشت
در عهد حكمرانى * ارگ كريمخانى
آن مرد داد بنياد * كزم عزم همچو پولاد
مىداد فتنه بر باد * چون صرصر خزانى ؟
ارگ كريمخانى * كو آن جوان سردار ؟
كاندر مصاف قاجار * بود از رخش پديدار
آيات هفتخوانى * ارگ كريمخانى
مردى كه زور و فر داشت * نيروى شير نر داشت
شمشير صد هنر داشت * با قلب پرنيانى
ارگ كريمخانى * از بخت شوم و بيداد
و ز خصم خدمه بنياد * بر خاك و خون بيفتاد
در خرم جوانى * ارگ كريمخانى
آن لوليانش سرمست * در حجرههاى دربست
ديدى نماند پيوست ؟ * از قهر آسمانى
ارگ كريمخانى * از شام شوم قاجار
ديگر نگشت بيدار * آن لطف بىخريدار
مفهوم سخت جانى * ارگ كريمخانى
و آنگه اسير تقدير * ماندى به دام زنجير
شد قسمت تو شمشير * با آتش نهانى
ارگ كريمخانى * اى سربلند چون كوه
اى شهربند انبوه * گشتى به شهر اندوه
زندان شهربانى * ارگ كريمخانى
ساز و ترانهات خوش * اميد خانهات خوش
دور زمانهات خوش * در فصل همزبانى
ارگ كريمخانى * و اينك ترانه سر كن
خنياگران خبر كن * شيراز را دگر كن
ار ارگ جاودانى * ارگ كريمخانى
به شيراز خوش آمدى
« الا اى هماى همايون نظر * خجسته سروش مبارك خبر »
« خوشا ديدن روى زيباى تو * كه در هيچ جا نيست همتاى تو »
تو چون آمدى ، غصّه پرواز كرد * جهانى طرب ، رو به شيراز كرد