تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
آنچه در زير ملاحظه مىكنيد ، نمونه‌هايى از شعر اوست :

شيرازيّات

شيراز و آب ركنى و آن باد خوش نسيم * عيبش مكن ! كه خال رخ هفت كشور است
حافظ

شيراز

هر روز شهر حافظ و سعدى به چشم من * از روز پيش ، تازه‌تر و باصفاتر است رقص شكوفه‌هاى هوس‌آفرين شعر * در حافظيّه از همه جا دلرباتر است در هفت شهر عشق اگر جست‌وجو كنى * « شاخ نبات » از همه‌كس باوفاتر است در حافظيّه روح گل سرخ خفته است * كالاى عشق از همه جا پربهاتر است « زاهد شراب كوثر و حافظ پياله خواست » * اين رند آشنا ز ملائك فراتر است حيف است جان عشق در اين خاكدان غم * سيمرغ قاف از همه مرغان رهاتر است نور فضاى عرش ز شاه چراغ ماست * سلطان عشق از همه فرمان رواتر است در قلب شامگاه ز گلبانگ عرشيان * در هفت تن سكوت گران پرصداتر است وقتى سحر به خلوت سعدى گذر كنى * تكبير برگ سبز درختان رساتر است « 1 » سيمرغ عشق راهى سعديّه مىشود * كآنجا خدا ، ز جمله خدايان ، خداتر است گريان اگر به كوى خرابات بگذرى * جام جهان‌نما به نظر دلگشاتر است جمشيد رفت و جام تهى ماند و تخت سوخت * و اينك حديث سنگ و سبو جان‌گزاتر است هر شامگاه در قُرُق باغ‌هاى شهر * رفتار سرو ناز ارم آشناتر است من ديده‌ام تمام جهان را به چشم خويش * شيراز از تمام جهان خوش‌نماتر است
هامش
( 1 ) - اشاره است به اين بيت سعدى :برگ درختان سبز ، در نظر هوشيار * هر ورقش دفتريست معرفت كردگار
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 356 | سيد محمد باقر برقعى