تمنّا
كجا گذشتِ زمان طبع شستوشو دارد ؟ * هنوز خاطر من عطر ياد او دارد
اگر بيايد و پايى دوباره پيش آرد * دو ديده اشك تمنّا سبو سبو دارد
چه مىكنى و كجايى ؟ كسى سراپا شوق * براى جُستنت آهنگ جُستوجو دارد
غريو سلسله بر پايم از خزر بشنو * كه بُغض كهنهء من بسته در گلو دارد
دلِ گرفتهء ابرى ، ببار اى باران ! * كه چشم سبزهپسندم به آب ، خو دارد !
درون سينهء تنگم چه مىكنى اى عشق ! * كجاى اين قفست جاى هاىوهو دارد ؟
به انتظار و اميدى هنوز هم گرم است * دلم كه تكيه به ديوار آرزو دارد
اگرچه سكّه به نامم نزد هنوز اقبال * حوالهاى كه نوشتند ، پشتورو دارد
حديث دفترِ خوشطرحِ گل بخوان « دُر تاج » * كه شرح ميلِ دلِ غنچه موبهمو دارد
فرصت باطل
آبم ز سر گذشت ، به ساحل نمىرسم * من آن مسافرم كه به منزل نمىرسم
رنجم نداد سودى و گنجم نشد نصيب * در اين كوير تفته به حاصل نمىرسم
مقصود در مقابل و بااينهمه تلاش * آخر به اين سراب مقابل نمىرسم
عارف خراب باده و زاهد ريازده * از هيچكس به پاسخ مشكل نمىرسم
اين خاكدان تيره به مجنون قباله شد * در سير خود به آدم عاقل نمىرسم
دستم نمىرسد كه به حاجت رسانمت * خواهش مكن به كار تو اى دل نمىرسم !
« در تاج » مرغ فرصت ما از قفس پريد * ديگر به گردِ فرصت باطل نمىرسم
قضا
اين دفعه چه را برده ، چه را باخته باشد * كاشانهء خود باز كجا ساخته باشد
دل باز بهجا نيست چنانش كه شناسم * بايست كه يكبار دگر باخته باشد !
بااينهمه آموخته ، باور كنم آيا * كاو دام دگر ديده و نشناخته باشد ؟ !