به مناسبت ميلاد فرخندهء حضرت مهدى ( عج ) فال نيكو
ازبسكه روز و شب به فراقت نشستهايم * با لحظههاى عشق تو ، دل خو گرفته است
بازآ كه نوعروس چمن با هزار ناز * تاج گلى به خرمن گيسو گرفته است
صحرا و دشت پر شده از هر گل و گياه * انبوه سبزه تا سر زانو گرفته است
باز آى ! اى بهارِ پر از هر شكوفهها * گلبانگ عندليب به هر سو گرفته است
روز ازل به چهرهء گل ، رنگ و بو نبود * از نكهت جمال تو گل بو گرفته است
باز آى ! اى طبيب شفابخش دردها * كاين دل شفا ز ضامن آهو گرفته است
بازآى ! اى عزيز دلوجان عالمى * سوز درون ما به هياهو گرفته است
از پردهء حجاب درآى و نظاره كن * شور دگر ز خلق خداجو گرفته است
درويش بينواىِ تو در خانقاه عشق * مستى بهانه كرده و يا هو گرفته است
ساقى روزگار به ميخانهء وفا * شهد شراب از گل مينو گرفته است
« داودى » از ورود تو فالى گرفته است * اين فال را ببين كه چه نيكو گرفته است
شعر طنز « 1 »
گر كه بعضىها به منزل دلخورند از دست موش * من ز دست گربههاى خانهام دارم خروش
بهر دفع شرشان ازبسكه بر هر در زدم * بر سرم نگذاشتند اين ناقلاها عقل و هوش
باز باشد گر در ديزى ، حياى گربه كو ؟ * تا كه چشم برهم زنى ، او هم غذا را كرده نوش
هامش
( 1 ) - اين شعر در تاريخ 4 / 5 / 1375 در مجلّهء گلآقا به چاپ رسيده است .