از دورى تو مىشكنه بغض ترونههاى من
باز زير بارون غمت مىلرزه شونههاى من
چشمهاى تو به جاده كه رو كرد
رتن تو حصار توبه تو كرد
ردى ازت تو آينهها نمونده
رفتن تو قلب منو شكونده
اين غم تو رو تن عشق من تاخت
روى دلم يه كوه غم برام ساخت
رفتن تو شب سياه ترش كرد
هلال ماه مثه خنجرش كرد
دوباره همرنگ تو شد رنگ بهونههاى من
باز داره بارون مىباره رو خاك گونههاى من
از دورى تو مىشكنه بغض ترونههاى من
باز زير بارون غمت مىلرزه شونههاى من
بانوى بىقرار من
بانوى بىقرار من
ياغى قصهها نشو
كنار دست حادثه
ميون باد رها نشو
ساده بشو ، ساده بشو