جاده و بارون و تو
تو رگبار مصيبت
من دلخوش بهارم
تو اوج خستگىها
خيالى از تو دارم
سايهء دشتهء شب باز بىتو در كمينه
تبسمت سپيده سايهها رو مىچينه
خاموشى شب سرد تاوان خستگيمه
نگاه تو هميشه اميد زندگيمه
طعم تلخ كنايه برام طعمى نداره
حقيقت روبرومه ، دور دلم حصاره
آيينه انعكاس تكرار روبرومه
همين ترانهء من تموم آبرومه
رفتن تو منو به گريه انداخت
رفتن تو منو به گريه انداخت
اين قفس تنهايى رو برام ساخت
رفتن تو منو چه زير و رو كرد
شكست منو ، با غصه روبرو كرد
زندگى رو به كام من حروم كرد
رفتن تو قصهمو ناتموم كرد
دوباره همرنگ تو شد رنگ بهونههاى من
باز داره بارون مىزنه رو خاك گونههاى من