شعر نو به اسلوب كهن
ما به جمع نكتهسنجان گر سخن خواهيم گفت * نكتههاى نو به اسلوب كهن خواهيم گفت
جامهء زيبنده با آرايش روى سخن * ما اگر گوييم ، بر وجه حسن خواهيم گفت
لفظ شيوا ، معنى بايسته ، تركيب بديع * سخت و شايان هنر چون اهلفن خواهيم گفت
گو پريشان گوى را كز طبع ناموزون خويش * گويد و ما هم به ذوق خويشتن خواهيم گفت
وزن ما هريك بدين گفتار گردد آشكار * تو بگو بىوزن ، ما موزون سخن خواهيم گفت
قافيت پرداختن بر چون تو دشوار است ليك * ما به آسانى سخن با اين سنن خواهيم گفت
مر تو را باد آن كوير عشرت و غار غرور * ما ز طرف باغ و گلگشت چمن خواهيم گفت
تو ز جيغ تلخ جغد شوم اگر رانى سخن * ما ز نطق طوطى شكرشكن خواهيم گفت
تو بگوى از تكدرخت سنگلاخ نيمرنگ * ما ز ناز سرو و سيماى سمن خواهيم گفت
گر تو گويى از غريو غول ريگستان مرگ * ما ز گلبانگ هزار نغمهزن خواهيم گفت
ور بگويى چندش خميازهء شبكور مست * ما ز شكرخند شوخ سيمتن خواهيم گفت
ما ز تركيبات دور و بىتناسب بر كنار * شمع را شمع و لگن را هم لگن خواهيم گفت
مردهشو بايد برد تركيب شعرى كاندر او * اشك رسواى گناه بيوهزن خواهيم گفت