3807
به سقف معبدى ديدم نوشته 1174 * به سمع خواجه رسان اى نديم وقتشناس 1489
به سوگ گوهرى نظم تازى و دريا 1755 * بهسوى صومعه شد راهبى شتابزده 1103
بهسوى مصر كالاى ملاحت مىبرد يوسف 1581 * به شاخ غم ، چو بوتيمار ، زان دل آشيان بندد 3739
به شام حادثه تا پنجه با خطر كرديم 979 * به شب مىنمايى ، شهابى مگر ! 2512
به شرق قصهء زخمى به صفحه ، خون بچكاند 76 * به شعر اكثر گويندگان نيابى حال 1055
به شمع گفت يكى خوش به اعتكاف شدى 3924 * به شور عاشقان در هجر دلبند 1117
به شوى خويش ، زنى گفت كز چه در همه عمر 709 * به صحراى جنون خار مغيلان ماند و من ماندم 1169
به طرف باغ دگربار يار مىآيد 2426 * به ظلمت شب هجرت چه پردهها كه دريدم 1871
به عالم باوفا يارى نديدم 1277 * به عجز سر بنهادم شبى به پاى گلى 3770
به عزم صيد ، بتى دلنواز مىگذرد 511 * به عزم كويش ، اگر ز غربت ، شود كه بار سفر ببندم 3330
به عشق خويش مرا خوى داد دلبر من 2277 * به عشقت اشتباهت بودم اى گل 763
به عشوه گفت شبى گلعذار ماهجبينم 1321 * به عمرى جز غم و محنت نديدم همدمى ديگر
3446
به غارت مىبرد دل را ، سيهچشمى كه او دارد 3252 * به غربت كردهاى دلبر نزارم 1277
به غفلت دادم از كف رايگان نقد جوانى را 2395 * به غلامى تو اى خواجه ز راه آمدهايم ! 2785
به غير از باده ، داروى طرب چيست ؟ 2546 * به غير روى تو چشمم به گلعذارى نيست 3617
به غير مهر و محبت كه نقش لوح بقاست 3881 * به غير وصل حديثم ز هيچ باب مكن 2131
به فتح دهلى ، نادر كشيد چون لشكر 3554 * به فرمان يزدان به مازندران 3099
به فصلى كه اشجار بار آورد 1467 * به فكر جان و جانانم هميشه 2438
به قهر از خانه و كاشانه رفتم 900 * به قيامت چه دهى وعده ؟ كه دنياست بهشت 3041
به كار باش ! كه چون آدمى ز كار افتاد 3844 * به كدام دل توانم كه رخ تو بازبينم ؟ 2701
به كسب دانش و تكميل نفس و حفظ شرف 3784 * به كوى ميكده مهطلعتى خوشالحان است 2941
به كيمياى نظر ، خاك راه را زر كن 3870 * به گاوآهن چنين گفتا تفنگى 923
به گاه بام كه خورشيد سرزند ز گوشهء بام 1409 * به گردون ، تيرهابرى بامدادان برشد از دريا 2767
به گوشم مژدهاى آمد كه امشب يار مىآيد 2252 * به گوينده گيتى برازنده است 211
به گيتى بهتر از دانشورى نيست 1079 * به گيتى جوان مانى و كامران 2932