بيا بيا ! كه چو ابر بهار گريه كنيم 3653 * بيا پا بر سر افلاك بگذاريم 3881
بيا پرواز را از اين قفس آغازگر باشيم ! 3403 * بيا تا بر سر بام محبت 1816
بيا تا جان بياميزيم با اشك 624 * بيا جونم ، بيا تا همقسم شيم 904
بيا جونم دمى با هم نشينيم 906 * بيا چو باد برآييم گرد گلشنها 1364
بيا در كربلا محشر ببين ، كينگسترى بنگر ! 3117 * بيا درمان دردم كن ، كه بيمار است جان بىتو 1748
بيا ز جان و دل اى يار ! يار هم باشيم 3443 * بيا ساقى ! اى محرم راز من 3763
بيا ساقى برافروزم ز جامى 905 * بيا كز اين قفس تنگ خاكدان برويم 2504
بيا كه از صدف ديده در ناب افتد 871 * بيا كه خانهء دل باز رو به ويرانيست 3176
بيا كه ديدن روى تو آرزوست هنوز 3213 * بيا كه ديدهام از انتظار لبريز است 521
بيا كه طرح فريب زمان براندازيم 3382 * بيا كه عشق تو از سر نمىرود ما را 911
بيا كه فصل گل آمد ، بهار گلها شد 1962 * بيا كه گل به گلستان به صد نگار شكفت 979
بيا كه نور اميد از فروغ روى تو بينم 124 * بيا و باغ اميد مرا بهارى كن 3112
بيا و بر من بيدل نظر به ناز انداز ! 63 * بيا و چهرهء گل در چمن تماشا كن ! 3804
بيا و سايبانى بر سرم باش 2422 * بيابون است و را هم پر ز سنگه 903
بيار باده ، كه آمد بهار بهجتخيز 2418
بيچاره آدمى كه گرفتار عقل شد 382 * بى خود از خود گشتهام در گيرودار زندگى 1064
بيدارى ( شعر نو ) 1241
بيدلى اندر دل شب ديدهء بيدار داشت 1143 * بيستون كعبهء عشاق جهان است هنوز 2396
بيگانه اگر پاى نهد خانهء كس 3160 * بيگانه در اين شهرم و خاموش چو دريا 2063
بيگانه را به گلشن كوى تو راه نيست 3567 * بيگانه شدم ز خلق ، تا يار توام 2439
بيگانهنما خويش كه يار از بر ما رفت 876 * بين كه دارم ز غم مرگ تو اى پاك پدر 1951
بينم آن سرو روان ، بر سر راهى ، گاهى 2714 * بيهوده مباش زار و غمگين 602
پ
پا از گليم خويش فراتر مكن دراز ! 3177 * پا به گل مانديم و ياريها نماند 2421
پاسبانى را بديدم دست مردى بسته بود 2726 * پاك برد از دل من چشم تو بيمارى را 1699
پاى آن كوه سهمگين ، كاجىست 1392 * پاى بر درگاهى دنيا نبايد مىزدم 3063
پاى طلب هميشه به منزل نمىرسد 2857 * پاينده باش زارع بدبخت رنجبر ! 317
پدر عشق بسوزد كه جهان برهم زد 2790 * پدرم رخت از اين جهان بربست 1134
پر از آهم ، پر از آتش ، پر از درد 1676 * پر كشيدى به اوج رهايى 1939
پر كن پيالهام ز مى عاشقانهاى 1291 * پرگل است اين درهها ، پرلاله اين ماهورها 2242
پرگلى چون خاطر روشندلان ، اى شهر گل !