پر شكستند و سينه و سر را * در حريم حرم كبوتر را
سفره از خون ميهمان رنگين * در كجا رسم ميزبان است اين ؟
خادمان حرم ستم راندند * تير بر قلب مكّه باراندند
مكّه اينك به كام بو سفيان * مير كعبهست نام بو سفيان
مكه در كام آل سفيان است * كعبه اينك اسير شيطان است
روى خود جانب حريم كنيم * خيز تا رجم اين رجيم كنيم
* * مكّه از زخمها اثر دارد * مكّه تاريخى از خطر دارد
مكّه سنگ ستم فراوان ديد * بارها مكّه زخم عصيان ديد
باز در قلب مكّه طغيان شد * چندصد بار كعبه ويران شد
هركه در مكّه لالهگون غلطيد * كعبهاى در دلش به خون غلطيد
* * هاى بشتاب در قيام و بيا * تيز كن تيغ انتقام و بيا
پاس اين دشت لالهگون با ماست * هاى برخيز ! حجّ خون با ماست
در سوگ امام
اين سرو سربلند كه دلشاد مىرود * از تن روان ماست كه آزاد مىرود
از چشم روزگار روان است اشك داغ * آنگونه سيلوار كه بنياد مىرود
اى آسمان پاك به حرمت نظاره كن * اين آرزوى ماست كه بر باد مىرود
از ما بجز وفاى به پيمان نرفته بود * بر ما چگونه اين همه بيداد مىرود ؟
فرياد از اين زمانه كه از دست روزگار * تقوا و زهد و مردمى و داد مىرود
جانم فداى چشم تو كز بادهء حضور * ما را خراب كرد و خود آباد مىرود
آيا كدام وعدهء شيرين شنيده بود ؟ * كاينسان به شوق وصل چو فرهاد مىرود
او روح بود و در تن دوران دميده بود * جان است اينكه از تن خرداد مىرود
بر سينهء زمانه چو توفان وزيده بود * از سينهء زمانه چو فرياد مىرود
مثل خيال خوش اگر از چشم ما گريخت * هرگز گمان مدار كه از ياد مىرود