فصل اسماعيل « 1 »
خسته از زخم خسته برگشتند * قمريان پرشكسته برگشتند
زائران در هواى خانه شدند * ميهمان خداى خانه شدند
شهد جام حضور نوشيدند * نور خوردند و نور نوشيدند
حق چو آنك مطاف آنان بود * كعبه خود در طواف آنان بود
* * بر خود احرامى از خطر بستند * كربلا را به مكّه پيوستند
مكّه را با بلا قرين كردند * كربلا را حرمنشين كردند
سرخ شد در پى جواب حسين * ورقى ديگر از كتاب حسين
در حريم پناه كشته شدند * به كدامين گناه كشته شدند ؟
كعبه از خونشان جلايى يافت * مروه از سعىشان صفايى يافت
خونشان جوششى خروشان داشت * در دل كعبه بذر توفان كاشت
* * جوششى يافت مكّه در جانش * خون حق ريخت در خيابانش
چشمش از ابر سينه بارانيست * كعبه آرام نيست توفانيست
گل ز چشمش خضاب برگيرد * گر ز رويش نقاب برگيرد
* * كعبه از خون عشق جوشان است * تا قيامت سياهپوشان است
كعبه از خون عشق رنگين است * حج مقبول نزد ما اين است
سر به مردى سپردن عادت ماست * گوش مشرك كر از برائت ماست
گردن ما به تيغ ارزانيست * كمترين رسم عشق قربانيست
در دل ماست اصل اسماعيل * حج مگر چيست ؟ فصل اسماعيل
گاه ميقات رسته بايد رفت * از تن خود گسسته بايد رفت
بار بردن خطاست در بر ما * بار بر دوش ماست گر سر ما
* *
هامش
( 1 ) - براى شهداى مكه معظمه در بازگشت حجاج از بيت اللّه الحرام .