وز آن طرف همه وابستهء وكيل و وزير * مدير گشتى و فرمانرواى هر استان
ميان آن خدمى كز خطا و خبط قوام * كهين به مرتبه گرديد با مهين يكسان
در آن صفوف كه بودند ايمن از كيفر * بَدان و پاكدلان نااميد از احسان
در آن ديار كه بيگانهپروران محيل * عيان به خدمت اغيار بستهاند ميان
نظير ساعد و گلشاييان و اقبال است * به ميل غير در اين سرزمين گسستهعنان
چرا درنگ بپايم به دستگاه چنين * چرا زياده بمانم به كارگاه چنان
مرا كه در سر خدمت ز ماهواره فزون * نبود و مىنشد آلودهء طمع دامان
چرا برون نبرم رخت از آن محيط فساد * چو ماهوار تقاعد برم همان ميزان
چو ماهوار تقاعد كفاف مىندهد * مرا به تأديهء وام و خرجهاى گران
روم كه تا به بسيط زمين كنم تأمين * همى به كد يمين كسر آن چو يك دهقان
بسان ابن يمين روى و ديده برتابم * ز روى مير و وزير ستمگر و نادان
به دست آرم اگر خود دو گاو و مزرعهاى * به روستاى ز جور ستمگران ويران
يكى امير كنم نام و ديگرش وزير * به رسم ابن يمين آن دو گاو بستهزبان
كمر به خدمت گاوان ببندد ار « هشيار » * هزار بار نكوتر ز خدمت دونان
پيوند
در صحن سراى خويش دارم * يك نغز حديقه سبز و خرّم
آراستمش سراسر از گل * وز لاله و اختر و گلايل
بر سبز درخت ، سرخ گلنار * در جلوه چو شعلهء گل نار
آويز چو دلبران طنّاز * گيسو به جبين فشانده با ناز
شببوى تُنُكپَر است و پرپر * بر بستر سبزه چون دو همسر
از نكهت آن و نفخهء اين * هر شام فضاست عنبرآگين
پيچيده بدان سه رنگ ، لادن * عنابى و زرد و سرخ روشن
من بسته ميان به خدمت گل * دل داده به مهر و صحبت گل
خدمت به گل و گياه خوشتر * از خدمت دون پست گوهر
آورده و كشته بوتهاى چند * تا پايه بود براى پيوند
بربسته به نسترن به هر بند * از هر گل خوب چند پيوند