با همه يار و با همه غمخوار * مرد را سيرتى چنين بايد
خدمت خلق كه روز حساب * بهجز اين دو رقم نمىآيد
كى به سرمنزل مراد رسد * هركه راه طلب نپيمايد
نيكويى كن كه نيكبخت شوى * كه سعادت ز نيكويى زايد
هركسى خيرخواه مردم شد * مردم او را به خير بستايد
شاد باشد روان آنكه مدام * گره از كار خلق بگشايد
فكاهى به لهجهء اصفهانى
فداى ماه رخد شم كه جفتى خورشيدس * كسى قشنگتر از تو كوجاس و كى ديدس
تو حرف دلخوشى اصلش نمىزنى با كس * يا گوش من از اين حرفا تا حالا نشنيدس
يدفعه تو كوچه ديدم تو را و تا ايمروز * هزار بار بدنم مثلى بيد لرزيدس
كياد دلم نيمند درد عالم بشم راحت * خدايا اين چه طنافيس به پام پيچيدس
جذاب يار كه مار اوّلش ز روز ازل * رقيب نكبتيم تاره ور قلنبيدس
ز كار عاشقى ازبسكه دردسر ديدم * به مرگ مود قسم چشم بنده ترسيدس
بيا و سينما بشكاف ببين به قدرت حق * چطور غم به دلم جفت و جزم چسبيدس
دلى كه منبع عشق است و كان احساسات * به پيش چشم بتم تكه گوشتى گنديدس
ز بسكه كممحلّى مىكونى تو با « كيوان » * حقيقتش را بخواى يخده از تو رنجيدس