پرش به محتوای اصلی

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحه 1501

پدیدآورندگان:

ص۱۵۰۱

حكايت سنگ و سبو

با من بيا به چشمهء خورشيد رو كنيم * با گريه‌هاى سرخ شقايق وضو كنيم بر لاله‌زار خون سياووش بنگريم * با مدّعى حكايت سنگ و سبو كنيم با من بيا به بام سحر با چراغ عشق * سوداى شيخ را من و تو جستجو كنيم زخم هزار سالهء طاسين عشق را * بغضى شويم و صاعقه‌اى آرزو كنيم از رود زرد و خستهء پاييز بگذريم * تا از بهار عافيتى گفتگو كنيم

پنجرهء انتظار

با زخمهاى تجربه از شوره‌زارها * پر مىكنيم تا به ديار بهارها در جستجوى عطر دل‌انگيز زندگى * سر مىنهيم در قدم چشمه‌سارها دست مرا بگير در اين روزگار تلخ * تا بگذريم از ستم روزگارها افسانه نيست قصّهء حلّاج و سرّ عشق * بسيار ديده‌ايم كرامات دارها همّت بلند دار كه نوروز مىرسد * بگذشته‌اند از شب خونين سوارها باز آيد آن بهار و گل سرخ بشكفد * بگشوده‌ايم پنجرهء انتظارها
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحه 1501 | سيد محمد باقر برقعى