نظر توانستند يك اثر علمى ، كه در باب خود كمنظير بود ، به نام « فيلسوفنماها » ، را از خود به يادگار بگذارند . اين كتاب با استقبال عظيم جوانان ، و طبقهء روشنفكران ، روبهرو گرديد و دستهاى از گمراهان در پرتو اين كتاب ، از چنگال مكتب ماديگرى و ماترياليسم ، رهايى يابند .
ج - تأسيس جلسات عقايد و مذاهب :
وقتى احساس شد كتابهايى ، كه در زمينهء عقايد اسلامى نوشته شده است به اين جهت به اين فكر افتادند با تشكيل جلسات عقايد و مذاهب گروهى از طلاب و فضلاى خوشذوق را دور هم گرد آورد و كتابهائى را سامان دهند كه حاوى مطالب لازمه بوده باشند نام چند جلد از سرى انتشارات آن جلسات به اين ترتيب مىباشد :
1 . آفريدگار جهان : اين كتاب ، به اثبات صانع و پاسخ ، به كليّهء شبهات مادّيهاست .
2 . چگونه خدا را بشناسيم : اين كتاب ، پيرامون صفات خداوند ، بحث مىكند .
3 . رهبران بزرگ و مسئوليّتهاى بزرگتر : پيرامون نبوّت عامه و رسالت جهانى پيامبران ، حكومت وجدان ، مسائل مربوط به وحى ، عصمت و اعجاز .
4 . داروينيسم و يا آخرين فرضيّههاى تكامل : در اين كتاب ، مسئله تكامل انواع - كه به نام فرضيهء داروين معروف است - مطابق آخرين نظريّههاى علمى ، تحليل و تجزيه شده ، كه در سال 1345 ش ، براى نخستينبار به چاپ رسيد .
5 . قرآن و آخرين پيامبر : پيرامون نبوّت خاصّهء پيامبر اسلام ( ص ) و دلايل اثبات نبوّت خاصّه آن حضرت .
د - مجمع علمى نجات نسل جوان :
به موازات جلسات درس عقايد ، جلسهء ديگرى را تشكيل دادند ، كه در هشت رشته از مذاهب موجود جهان ، افرادى پرورش يابند تا بتوانند ، از طريق بحث و مناظره يا نوشتن كتاب با مبلّغان مذاهب مختلف روبهرو شوند و به ايرادها و دلايل آنان پاسخ بگويند . اين جلسه در مدّت كمى توانست ، فضلايى پرورش دهد ، كه هركدام در رشتهء خاص خود ، تخصّص لازم را كسب نمودند . و هماكنون جمعى از نويسندگان زبدهء جوان حوزهء علميه ، محصول آن جلسه مىباشند . همچنين براى رهايى جوانان از چنگال عوامل فساد ، با همكارى جمعى ، دست به تشكيل « مجمع علمى نجات نسل جوان » ، زدند . يكى از نتايج اين مجمع گذاردن ، نشريات جالب در اختيار جوانان بود ، كه به سرعت جاى خود را در ميان جوانان كشور باز كرد و تعداد آثار منتشرشده از آن مجمع بيش از 60 جلد مىباشد ، كه بارها به چاپ رسيدهاند .
ه - مبارزه با التقاطيها :
معظّمله ، در يكى از سفرهاى خود به شهر شيراز ، با بازار گرم صوفيگرى روبهرو شدند . گروهى از مردم شيراز درخواست نمودند ، كه با قلم شيواى خود ، كتابى پيرامون اصول صوفيگرى - كه اتقان و ادب در آن رعايت شده باشد - بنويسند .
معظّمله ، نيز با استفاده از مدارك موجود ، عقايد دستهء مزبور را با كمال ادب و احترام ، مورد بررسى و انتقاد قرار داده و كتابى نوشتند ، كه به نام « جلوهء حق » ، در سال 1330 ه . انتشار يافت . طرز نگارش اين كتاب توجّه مخصوص حضرت آيتاللهالعظمى بروجردى ( ره ) ، را جلب نمود و مؤلّف را به حضور خود پذيرفت ، پس از تقدير از خدمات ارزندهء ايشان بياناتى ايراد فرمودند ، از جمله اينكه :
« من اين كتاب را به هنگام فراغت ، مطالعه كردم و كوچكترين نقطهء ضعفى ، در آن به نظرم نيامد .
( شكر اللّه مساعيك ! )