693 . تفسير كاشفة الكشّاف [ م 1310 ه . ق ]
مؤلّف آن ، جدّ بزرگوار علّامه طباطبايى ، شيخ الإسلام حاج ميرزا محمود تبريزى يكى از اعلام فقهى و تفسيرى اوائل قرن چهاردهم هجرى مىباشد . ايشان طبق شرح حالى كه خود نوشتهاند ، ولادتش سال 1240 ه . ق ، در شب 16 ماه رمضان رخ داده است و پس از تحصيلات مقدماتى كه در تبريز انجام داده است ، عازم نجف اشرف شده ، و از محضر بزرگانى به ويژه استاد شيخ مرتضى انصارى و حاج سيد حسين كوهكمرى ، تلمّذ كردهاند . او محضر شيخ مشكور و شيخ مهدى آل كاشف الغطاء را نيز درك كرده است . و پس از نيل به مراتب عاليه ، آثارى از خود به يادگار گذاشتهاند ، كه يكى از آنها همين تفسير كاشفة الكشّاف ، پيرامون شرح و تفسير كشّاف زمخشرى و كتاب عجب الأعاجب فى اخذ الأجرة على الواجب و تعليقاتى بر قوانين و رسالهاى در قضاء و . . . مىباشد . « 1 » از نام كتاب پيدا است كه شرح و تعليقهاى بر مشكلات و غوامض آن تفسير مىباشد كه متداول در بين اهل تفسير بود .
694 . تفسير حجّة الإسلام نيّر [ م 1312 ه . ق ]
مؤلّف آن ، حجة الإسلام ميرزا محمد تقى فرزند ملّا محمد ممقانى ، يكى از اعيان تفسيرى قرن چهاردهم هجرى مىباشد . حجة الإسلام شيخ محمد تقى متخلّص به « نيّر » ، يكى از سخنوران آذربايجان و در عين حال يكى از مفسّران و كاوشگران علوم و معارف قرآنى است . او فرزند دوم ملّا محمّد ممقانى است ، كه به سال 1248 ه . ق ، در تبريز متولد ، و در 12 سالگى به نجف اشرف رهسپار شده ، پس از تكميل مراتب علمى به تبريز بازگشته است . وى يكى از علماى معروف شيخيّه محسوب ، و در فنون شعر و ادب از اساتيد اين فنّ به شمار مىآيد . او با جمعى از شعراء و فضلاى عصر خويش مكاتبه ، و مراوده داشته است . متأسفانه هجويّاتى نيز به شعر او راه يافته است . و در منظومه « قاردوشاداب » ، به ميرزا محمود اصولى خويى پاسخ داده است :
مشنو از نى در كتاب مثنوى * بشنو از تنبور محمود خويى
[ تصوير ] 1 . ديوان اشعار شامل مثنوى آتشكدهء نيّر ، در مراثى كه ابيات آن 2086 بيت مىباشد .
2 . الفيّه در طرايف به زبان عربى ممزوج با برخى از كلمات تركى و لغات فارسى .
3 . كشف السّبحات فى تحقيق الصفّات بهر كشف معضلات مسائل توحيدى با دلائل عقلى و نقلى كه بنام شاهزاده طهماسب والى آذربايجان نوشته است . 4 . رسالهء تفسيرى « و ما خلقت الجن و الأنس » 5 . شرح حديث انا النقطة ، 6 . صحيفة الأبرار ، 7 . علم الساعة ، 8 . رساله لمح البصر ، 9 . مفاتيح الغيب ، 10 . رساله نصرة الحق .
نسزد چنين جمالى به حجاب ناز باشد * درِ دولت است بگذار كه هميشه باز باشد
به نياز نذر كردم كه اگر رَسَم به وصلت * همه از تو ناز و انكار و زمن نياز باشد « 2 »
هامش
- الذريعة ، ج 18 ، ص 24 ، معجم الدراسات القرآنية ، ص 244 ، نقباء البشر ، ج 4 ، ص 669 .
( 1 ) علماى معاصرين مرحوم واعظ خيابانى ص 59 ، الذريعة ، ج 2 ، ص 473 .
( 2 ) شرح حال او در دانشمندان آذربايجان ، ص 389 - 390 ، داستان دوستان صفوت ، ص 22 - 28 ، ريحانة الأدب ، ج 1 ، ص 313 - 314 ، لغتنامه دهخدا ، حجة الإسلام تبريزى ، ص 321 - 324 ، سخنوران آذربايجان ، دولتآبادى ، ج 2 ، - - ص 759 - 767 ، مفاخر آذربايجان ، ج 1 ، تأليف نگارنده آمده است .