[ حرف گاف ]
گرامى تبريزى
« گرامى » فرزند مولانا سهوى خوشنويس ، و برادر رفعتى است با صاحب عرفات العاشقين ( مؤلفهء 1022 - 1024 ) معاصر بود . او نيز مانند پدر و برادرش سفرى به هند كرده از اوست :
چو تير غمزه نگارم به قصد جان انداخت * مرا به هستى خود باز در كمان انداخت
تقى اوحدى مىنويسد . « مولانا گرامى تبريزى - مردى است خوشطبع ، فهيم ، مستعد ، رشيد ، شعر بسيارى گفته ، ديوانى ساخته ، و ايشان دو برادرند ، وى و ديگر مولانا رفعتى كه از او كوچكتر است ، و هر دو پسر مولانا سهوى خطّاط تبريزىاند ، هر دو برادر با يادگار على سلطان كه از سوى عباس پادشاه به خدمت جهانگير پادشاه به ايلچيگرى مىآمد .
( - 1018 ه ) به هند آمدند ، بنده چون از گجرات در سنهء الف و عشرين ( 1020 ه ) به آگره آمدم ، ايشان را دريافتم ، الحق در كاردانيها مردانهاند ، دست و پايى زده تردّدات كردند و فىالجمله جمعيّتى حاصل كرده به اتفاق ايلچى مزبور مراجعت نمودند . « 1 »
در سنهء ( 1024 ) از اشعار او قريب به پنج هزار بيت به نظر رسيده « 2 »
( دانشمندان گلشن ، ص 347 - قاموس الاعلام جلد 5 ، ص 2831 - دانشمندان آذربايجان ، ص 318 )
گنجوى تبريزى
حاج محمد حسن آقا ( فرزند على نقى گنجوى تبريزى ) مؤيد التجار متخلص به « گنجو » از شعراى دورهء مظفر الدين شاه است . در الذريعة و فرهنگ سخنوران از او ياد نشده است .
كليات او در كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران تحت شماره 3204 با مهر مؤيد التجار مورخ 1300 موجود است . بدين شرح :
1 - اخوان الصفا ( ص 1 - 79 ) به نثر
2 - مدح و غزل و پند ( 80 - 131 )
هامش
( 1 ) - يادگار على سلطان در 1022 به ايران مراجعت كرده است .
( 2 ) - مجموع اشعار گرامى در عرفات بيست و پنج بيت است ( گلچين معانى ، كاروان هند ، ج 2 ، ص 1190 )